متن غمگین برای استوری؛ جملات کوتاه احساسی و دلشکسته برای استوری اینستاگرام
متن غمگین برای استوری یکی از پرکاربردترین انواع جملات در شبکههای اجتماعی است که افراد برای بیان احساسات عمیق، دلتنگی، شکست عشقی یا حال و هوای گرفته خود از آن استفاده میکنند. این نوع جملات احساسی و کوتاه معمولاً بهگونهای نوشته میشوند که در چند کلمه بتوانند بیشترین تاثیر را بر مخاطب بگذارند و حس درونی فرد را منتقل کنند. استفاده از یک استوری غمگین و مفهومی میتواند راهی برای تخلیه احساسات و بیان ناگفتهها باشد. در این مطلب از مجله آفتاب، مجموعهای از متنهای غمگین کوتاه و تاثیرگذار برای استوری را گردآوری کردهایم تا بتوانید احساسات خود را بهتر بیان کنید.

فهرست محتوا
متن غمگین استوری
گاهی آدم فقط خسته نیست… شکستهست، اما هنوز لبخند میزنه.
دلم جا موند همونجایی که تو رفتی…
همه چی خوبه، فقط من دیگه اون آدم قبلی نیستم.
یه بغض قدیمی دارم که هر شب تازه میشه.
رفتی… و من یاد گرفتم چطور بیصدا خراب شم.
بعضی دردها رو نمیشه گفت، فقط باید تحمل کرد.
ظاهر آرومه… ولی تو دلم طوفانه.
کاش بعضی خاطرهها دکمه حذف داشتن.
دیگه چیزی ازم نمونده که بخواد خوب باشه.
من هنوز همونجا گیر کردم، توی آخرین خداحافظی.
درد همیشه صدا نداره… بعضی وقتا فقط سکوت میکنه.
دلم تنگه، ولی برای کسی که دیگه نیست.
یاد گرفتم بدون تو هم نفس بکشم… سخت ولی مجبورم.
یه چیزی توی من شکست که هیچوقت درست نشد.
همه رفتن… من موندم و یه دلِ خسته.
کاش میشد بعضی شبها رو زندگی نکرد.
لبخندم واقعی نیست، فقط عادت کردهم پنهون کنم.
تو رفتی، ولی نبودنت هنوز اینجاست…
دلم نه خوشه، نه آروم… فقط مونده.
بعضی رفتنها تموم نمیشن، فقط ادامه پیدا میکنن توی دل.
خودمو گم کردم، دقیقاً همونجا که تو رفتی.
هیچکس نفهمید چی گذشت، حتی خودم.
یه جای قلبم همیشه درد میکنه، بیدلیل هم نیست.
یاد تو هنوز بلده منو خراب کنه.
آدم وقتی میشکنه، آرومتر میشه… نه بهتر.
من از درون خالی شدم، ولی هنوز ادامه میدم.
دردم دیدنی نیست، فقط حس کردنیه.
رفتی و من موندم با یه عالمه “کاش”.
هیچچیز مثل قبل نیست، حتی خودم.
بهترین متن بیو اینستا | بیوهای خاص، کوتاه، خفن و جذاب برای اینستاگرام

بعضی دلتنگیها هیچوقت تموم نمیشن… فقط عادت میشن.
متن غمگین برای استوری کوتاه
گاهی آدم فقط خسته نیست، از درون تکهتکه میشود و هنوز مجبور است لبخند بزند، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده… در حالی که همهچیز درونش فرو ریخته است.
دلم همانجایی جا مانده که تو بیصدا رفتی… و من ماندم با یک دنیا حرف نگفته که هیچوقت فرصت گفتنشان نرسید.
ظاهر زندگیام آرام است، اما اگر کسی لحظهای درونم را ببیند، میفهمد چقدر بیصدا در حال فرو ریختنم.
بعضی شبها آنقدر سنگین میگذرد که حتی نفس کشیدن هم شبیه یک کار سخت و اجباری میشود، نه یک حس طبیعی.
رفتی و من یاد گرفتم چطور بدون تو زندگی کنم، اما هیچوقت یاد نگرفتم چطور بدون دردِ نبودنت ادامه بدهم.
بعضی دردها آنقدر عمیقاند که نه گریه دارند، نه صدا… فقط مینشینند ته دل و آرامآرام آدم را خالی میکنند.
همه فکر میکنند خوبم، چون لبخند میزنم… اما هیچکس نمیپرسد پشت این لبخند چه طوفانی پنهان شده است.
کاش بعضی خاطرهها مثل پیامها قابل حذف بودند، نه اینکه هر شب دوباره در ذهنم باز شوند و مرا از نو بشکنند.
دیگر چیزی از آن آدم قبلی نمانده، فقط یک جسم مان
ده که عادت کرده ادامه بدهد بدون اینکه واقعاً زندگی کند.
من هنوز همونجا گیر کردم… در لحظهای که رفتی و هیچ خداحافظیای نتوانست این همه سکوت را پر کند.
درد همیشه فریاد نمیزند؛ گاهی آنقدر آرام میآید که حتی خودت هم نمیفهمی از کی شروع شدی به شکستن.
دلتنگی یعنی هر روز با یک نبودن زندگی کنی و وانمود کنی که عادت کردهای، در حالی که هنوز درگیر همان روز اولی.
یاد گرفتم بدون تو نفس بکشم، اما هیچوقت یاد نگرفتم بدون تو آرام باشم… این دو تا فرق دارند.
یه چیزی توی من شکست که هیچوقت صدا نداد، اما از همان روز همه چیزم تغییر کرد و دیگر شبیه قبل نشدم.
همه رفتند و من ماندم با خودم… و چه سخت است وقتی خودت هم نتوانی خودت را آرام کنی.
بعضی شبها آنقدر سنگین میشود که آرزو میکنی فقط برای چند ساعت هم که شده از فکر کردن آزاد باشی.
لبخندم هنوز هست، اما دیگر معنایی ندارد… فقط یک عادت است برای اینکه کسی نپرسد چه بلایی سرم آمده.
تو رفتی، اما نبودنت هنوز هر روز در من زندگی میکند، انگار هیچوقت تمام نمیشود.
دلم نه خوش است، نه آرام… فقط در یک حالت بیتفاوتی دردناک گیر کرده که نه میشکند نه خوب میشود.
بعضی رفتنها تمام نمیشوند، فقط شکلشان عوض میشود و تبدیل میشوند به یک دلتنگی همیشگی درون آدم.
دلخوشیهای دیروز، امروز در سایه های ناامیدی گم شده اند
همه چیز میگذره ولی از یاد نمیره ..
غمگین هستم
و گویی آسمان هم با من همدل شده
و به هوای تو اینطور غم انگیز میبارد
چند تکه از تو
پریشان افتاد
ته فنجانی که فالم را می گرفت…
می گفت آرام نیستی
و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…
آرامش شاید افسانهای بیش نباشه
ما از درد به دنیا اومدیم
متن انگیزشی | جملات مثبت، الهامبخش و انرژیبخش برای موفقیت
متن غمگین برای استوری روی عکس خودم
بالاخره
من ماندم و من
من از من رنجیده است
هیچکس نیست، برای پا در میانی
خواب نمیبرد مرا، یار نمیخرد مرا
مرگ نمیدرد مرا، آه چه بی بَها شدم..
زندگی مجموعه ای از ناامیدی هاست..
خیلی سخته تو قلبت باشه ولی تو زندگیت نه
من مدتهاست که در سیلاب غم افتاده و توان گریز از آن را ندارم
باشد که در این اندوه ویران کننده، آرام بگیرم
سکوت نکن
زمزمه کن گاهی !
قدم بزن در کوچه های زندگی
و گاهی آرام پرواز کن
این آبی بیکران مال تو نباشد …
مال کیست ؟
روزها خاطره شدن
اعتماد ها شک
و آدم ها تجربه🖤
It May Hurt To Get Go
But Sometimes It Hurts More To Hold On
ممکن هست رفتن دردناک باشه،
اما گاهی نگه داشتن دردناک تر هست
تلخ میگذرد این روزها !
که قرار است از تو …
که آرام جانمی برای دلم یک رهگذر معمولی بسازم…!
بســـ کنــــ سآعتــــ…
دیگــــــر خستـهـ شده امـــ…
آرهـ مَنـ کم آورده امــ…
خودمــ میدآنمــ کهـ نیستـــ…
اینقدر بآ بودنتـــ نبودنشــ رآ به رُخـــَم نکشـــ!
در هوایی که نفسهای تو در آن نیست
نفس کشیدن به عذابی عجیب می ماند
عذابی که لحظه لحظه در آن جان می دهم
مَن خِیلی وَقته کَم اوردم شاید مَن باختمو هَمه بُردن!
خالی تر از سکوتم
انبـوهــی از ترانـه
بــا یـاد صبـح روشـن اما
امیـد باطل
شب دائـمی ست انـگار
بی پناهی یعنی
زیر آوار کسی بمانی
که
قرار بود
تکیه گاهت باشد
بهتر که چیزی ندانیم؛
تا اینکه از همه چیز فقط نیمی را بدانیم!
بهتر که به ذوق خویش دیوانه، تا به سلیقه دیگران عاقل باشیم…
شبهای بی تو، شبهایی است
که در انتظار کنار پنجره، بارها و بارها جان میسپارم
این روزها خیلی ها زندگی نمی کنند!
فقط ادامه می دهند!
گاهی آدم آنقدر در سکوت میشکند که حتی خودش هم متوجه نمیشود از کی دیگر آن آدم قبلی نیست.
دلم برای روزهایی تنگ است که هیچ چیزی سنگین نبود و دلخوشیها ساده و بیدردسر جریان داشتند.
رفتی و من ماندم با خاطرههایی که هر شب آرام و بیصدا مرا از نو میشکنند.
بعضی دردها آنقدر عمیقاند که نه گریه دارند و نه صدا، فقط درون آدم تهنشین میشوند.
همه فکر میکنند خوبم، چون لبخند میزنم… اما هیچکس پشت این لبخند را نمیبیند.
دلم همانجایی جا ماند که تو بیخبر رفتی و من فقط نگاه کردم.
متن خفن برای استوری | متن سنگین، زیبا و لاکچری برای استوری

گاهی تنها چیزی که داری، یک دل خسته است و یک سکوت طولانی که هیچکس نمیفهمد.
دیگر از هیچ چیزی تعجب نمیکنم؛ وقتی از آدمها هم میشود بهسادگی عبور کرد.
بعضی شبها فقط باید بگذری… بدون اینکه چیزی را بفهمی یا حتی بخواهی بفهمی.
تو رفتی و من یاد گرفتم چطور بیصدا ادامه بدهم، اما نه بیدرد.
درد همیشه بلند نیست، گاهی آرام میآید و درونت خانه میکند.
من هنوز همانجا گیر کردهام… در لحظهای که همه چیز تمام شد.
گاهی آدم فقط خسته نیست، از درون خالی میشود و هنوز ادامه میدهد.
هیچکس نمیفهمد پشت این آرامش ظاهری چه طوفانی پنهان است.
دلتنگی یعنی هر روز با نبودن کسی زندگی کنی و وانمود کنی عادت کردهای.
بعضی خاطرهها هیچوقت پاک نمیشوند، فقط یاد میگیری با دردشان زندگی کنی.
زندگی ادامه دارد، اما نه مثل قبل… همه چیز فقط ادامهای ناقص است.
لبخندم واقعی نیست، فقط راهی برای پنهان کردن خستگیام شده است.
گاهی آدم از خودش هم فاصله میگیرد، چون دیگر تحمل خودش را ندارد.
رفتی و من ماندم با هزار سوال بیجواب.
هیچچیز مثل قبل نیست، حتی نگاه من به زندگی.
دلم برای حرفهایی تنگ شده که هیچوقت گفته نشدند.
گاهی سکوت از هر فریادی بلندتر است.
تو رفتی، اما نبودنت هنوز در من زندگی میکند.
من یاد گرفتم بدون تو باشم، اما نه یاد گرفتم بدون درد تو.
بعضی چیزها تمام نمیشوند، فقط شکلشان عوض میشود.
دلم نه خوش است، نه آرام… فقط مانده.
گاهی باید فقط نفس کشید، بدون اینکه چیزی را فهمید.
همه چیز عادی است، جز من که دیگر عادی نیستم.
دردم را هیچکس نمیبیند، چون صدا ندارد.
رفتن تو، ساده نبود… فقط من ساده تحمل کردم.
گاهی آدم از درون فرو میریزد، اما بیرونش هنوز سرپا است.
هیچکس نفهمید چه شد، حتی خودم.
دلم جایی جا مانده که دیگر برنمیگردد.
متن درباره خدا (جملات عرفانی، احساسی و دلنشین درباره پروردگار)
متن غمگین برای استوری ماشین
بعضی چیزها را نمیشود توضیح داد، فقط باید تحمل کرد.
زندگی یعنی ادامه دادن، حتی وقتی چیزی برای ادامه نیست.
من از درون خالیام، اما هنوز هستم.
دلتنگی مثل یک سایه است که هیچوقت از بین نمیرود.
گاهی باید فقط نگاه کرد و هیچ نگفت.
تو رفتی و من ماندم با یک عالمه سکوت.
هیچچیز شبیه قبل نیست، حتی خودم.
بعضی شبها از زندگی هم خستهترم.
لبخندم فقط یک نقاب است.
دلم شکسته، اما هنوز میزند.
هیچکس نمیداند درونم چه میگذرد.
درد، آرامترین مهمان زندگی من است.
من دیگر منِ قبل نیستم.
رفتی و همه چیز تمام شد، بیصدا.
دلم پر است، اما زبانم خالی.
.
گاهی فقط باید گذشت، حتی از خودت.
هیچچیز ارزش توضیح دادن ندارد.
دلتنگی بیانتهاست.
من ماندم و یک دل خسته.
جملات تک کلمه ای غمگین
و در نهایت، من یاد گرفتم با نبودنها زندگی کنم… بیصدا، بیادعا، و بیپناه.
متن درباره تنهایی (جملات غمگین، عمیق و مفهومی درباره تنهایی)

گاهی آدم آنقدر در خودش فرو میرود که حتی صدای خودش را هم گم میکند؛ فقط یک سکوت میماند و یک دل که دیگر مثل قبل نمیزند، اما هنوز ادامه میدهد، بیآنکه بداند برای چه.
دلم برای روزهایی تنگ است که همه چیز ساده بود، دلخوشیها کوچک بودند و غمها اینقدر سنگین نبودند که آدم را از درون خالی کنند و بیصدا تغییر دهند.
رفتن تو فقط یک اتفاق نبود، یک تغییر عمیق در من بود؛ از آن لحظه به بعد، هیچ چیز مثل قبل نشد، حتی خودم، حتی نگاه من به زندگی.
گاهی لبخند میزنم، نه از خوشی، بلکه از عادت؛ چون اگر نزنم، شاید همه بفهمند درونم چه آشوبی برپاست و من هنوز بلد نیستم آن را توضیح بدهم.
درد همیشه فریاد نمیزند؛ بعضی وقتها آنقدر آرام میآید که فکر میکنی چیزی نیست، اما روزی میبینی تبدیل شده به بخشی از وجودت.
بعضی آدمها میآیند و فقط رد میشوند، اما ردشان در دل آدم میماند؛ عمیقتر از هر حضور و سنگینتر از هر نبودن.
من دیگر از هیچ رفتنی تعجب نمیکنم؛ وقتی فهمیدم حتی نزدیکترین آدمها هم میتوانند بیصدا از زندگیات حذف شوند.
دلتنگی یعنی هر روز با نبودن کسی زندگی کنی، وانمود کنی عادت کردهای، اما هر شب همان جای خالی دوباره تازه شود.
گاهی سکوت تنها راه نجات است؛ نه برای فرار، بلکه برای اینکه خودت را از میان این همه شلوغی نجات بدهی.
هیچکس نمیداند پشت این آرامش ظاهری چه طوفانی در جریان است؛ طوفانی که سالهاست درونم مانده و خاموش نمیشود.
زندگی ادامه دارد، اما نه مثل قبل؛ انگار فقط جسمم حرکت میکند و روحم جایی در گذشته جا مانده است.
من یاد گرفتهام کمتر بگویم، بیشتر ببینم؛ چون هر حرفی ارزش شنیده شدن ندارد و هر احساسی ارزش گفته شدن.
گاهی آدم از خودش هم فاصله میگیرد، چون دیگر نمیتواند نسخهای را تحمل کند که در آن تبدیل شده است.
بعضی شبها آنقدر سنگیناند که حتی خواب هم از چشم آدم فرار میکند و فقط فکر میماند و فکر.
دلم جایی جا مانده که دیگر دست من به آن نمیرسد؛ در روزی که همه چیز بیصدا تمام شد.
آدمها فکر میکنند خوبم، چون لبخند میزنم؛ اما هیچکس نمیداند لبخند گاهی فقط یک نقاب حرفهای برای پنهان کردن درد است.
گاهی باید رفت، نه از دیگران، بلکه از خودت؛ از نسخهای که دیگر جایی برای رشد ندارد و فقط سنگینت میکند.
هیچ احساسی بیدلیل نمیآید؛ حتی این دلتنگیهای بیپایان هم ریشه در خاطراتی دارند که فراموششان کردهایم.
من دیگر دنبال توضیح دادن نیستم؛ هرکس باید به اندازه فهم خودش تو را ببیند، نه بیشتر.
درد واقعی آن نیست که دیده شود، درد واقعی آن است که در سکوت بماند و هیچکس نفهمد وجود دارد.
گاهی زندگی فقط یک گذر است؛ از لحظهای به لحظه دیگر، بدون اینکه بفهمی کی از خودت فاصله گرفتی.
رفتی و من ماندم با هزار سوالی که هیچوقت جوابی برایشان پیدا نشد و شاید هم نباید پیدا میشد.
بعضی چیزها تمام نمیشوند، فقط شکلشان عوض میشود و تبدیل به یک دلتنگی همیشگی میشوند.
هیچچیز مثل قبل نیست؛ حتی خاطرهها هم دیگر مثل قبل حس نمیشوند، انگار همه چیز دور شده است.
گاهی فقط باید نشست و نگاه کرد؛ نه برای فهمیدن، فقط برای تحمل کردن چیزی که نمیشود تغییرش داد.
متن خداحافظی عاشقانه {جملات احساسی و غمگین برای جدایی و پایان رابطه}
متن غمگین کوتاه
من خسته نیستم از زندگی، خستهام از فهمیدن چیزهایی که نباید میفهمیدم.
دلتنگی همیشه برای آدمها نیست؛ گاهی برای حال خوب خودت است که دیگر برنمیگردد.
زندگی شبیه موج است؛ بالا میبرد، پایین میکشد، اما همیشه چیزی را در تو تغییر میدهد.
بعضی آدمها فقط میروند، اما نبودشان بلندتر از حضورشان در زندگی آدم میماند.
سکوت من همیشه نشانه آرامش نیست؛ گاهی فقط نشانه این است که دیگر حرفی برای گفتن نمانده.
گاهی باید از همه چیز دل بکنی تا بفهمی چه چیزی واقعاً ارزش نگه داشتن دارد.
هیچکس نمیفهمد درون آدم چه میگذرد، حتی نزدیکترین آدمها هم فقط ظاهر را میبینند.
من در میان این همه شلوغی، فقط دنبال کمی آرامش ساده میگردم، نه بیشتر.
زندگی یادم داد هر چیزی که ساده به دست بیاید، ساده هم از دست میرود.
گاهی آدم از درون میشکند، اما بیرونش هنوز سالم به نظر میرسد و همین دردناکتر است.
دلم برای خودم تنگ شده؛ برای آدمی که کمتر میفهمید و بیشتر آرام بود.
هیچکس برای همیشه نمیماند، حتی آنهایی که فکر میکنی بدونشان نمیشود ادامه داد.
گاهی باید پذیرفت که بعضی فصلها تمام شدهاند و برگشتن دیگر معنایی ندارد.
من دیگر دنبال دلیل نیستم؛ فقط ادامه میدهم، حتی اگر ندانم چرا.
بعضی خاطرهها مثل سایهاند؛ هرجا بروی با تو میآیند و رهایت نمیکنند.
دلتنگی یعنی یاد کسی باشی که دیگر حتی نمیدانی او هم یادت هست یا نه.
.
گاهی آدم فقط باید بماند و تحمل کند، بدون هیچ توضیحی برای هیچکس.
هیچچیز به اندازه نبودن یک آدم مهم، نمیتواند آدم را از درون تغییر دهد.
زندگی همیشه عادلانه نیست، اما ادامه دادن هنوز تنها انتخاب واقعی است.
من دیگر از رفتنها نمیترسم؛ از ماندنهای اشتباه بیشتر میترسم.
گاهی سکوت بهترین پاسخ است، مخصوصاً وقتی هیچکس قرار نیست تو را بفهمد.
درد من دیدنی نیست، فقط درونی است و همین آن را سختتر میکند.
زندگی به من یاد داد که همه چیز موقتی است، حتی عمیقترین احساسات.
متن دلتنگی عاشقانه (جملات احساسی و رمانتیک برای عشق و دلتنگی)
عکس نوشته غمگین استوری
گاهی آدم باید خودش را از نو بسازد، بدون هیچ تضمینی برای بهتر شدن.
هیچچیز در این دنیا ثابت نیست؛ حتی آدمها، حتی احساسها، حتی خود من.
من یاد گرفتم کمتر انتظار داشته باشم تا کمتر بشکنم.
بعضی شبها فقط باید گذشت، بدون اینکه بخواهی چیزی را حل کنی.
آدمها میآیند تا چیزی به تو یاد بدهند، نه همیشه برای ماندن.
دلم سنگین است، اما دیگر حتی نمیدانم چرا.
هیچکس از جنگهای درون من خبر ندارد.
گاهی باید همه چیز را رها کرد تا خودت بمانی.
من در سکوت خودم گم شدهام.
دردم آرام است، اما همیشگی.
زندگی ادامه دارد، بیآنکه از من اجازه بگیرد.
گاهی هیچچیز درست نمیشود.
آدم یاد میگیرد با همه این نبودنها زندگی کند؛ آرام، بیصدا، و بدون اینکه دیگر از هیچ چیزی انتظار زیادی داشته باشد.
مشکل آدمای بد زندگی اینه که
باعث میشن تو فکر کنی
همه جا خودت مقصری
زندگی ام کتابی بود پر از ویرگول
دریغ از یک نقطه
بزرگی هیچ کس
شبیه رویاهای کودکی اش نشد
رویاهایی که تمام زندگی کودکیمان بودند
تو زندگی من
مشکلات مثل دستمال کاغذی میمونه
تا یکی برمیدارم یکی دیگه میزنه بیرونﻭﻗﺘﯽ ﻋﺮﺽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﻃﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻧﺪﺍﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ به ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﯽ ﺳﺖ که به ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ
خدایا می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ،
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد !
نمی دانم چه کسی !
دست اتفاق های خوب زندگی ام را گرفت
که دیگر نمی افتند
زندگی اگه قشنگ بود، روزی سه بار گوشی شارژ نمیکردیم…
خود زندگی برای زندگی کردن خیلی کوتاهه
خیلی از ماها یه روز تو زندگیمون داریم
که از اون روز به بعد دیگه اون آدم سابق نشدیم
انسان ها شبیه هم عمر نمی کنن.
یکی زندگی می کنه و دیگری تحمل!
هیچ برنده ای در زندگی وجود نداره فقط بازمانده ها هستن..
زمان هیچی را درست نمی کنه
فقط یادت میده با درد زندگی کنی
حسرت واقعی را آن روزی می خوری که میبینی
به اندازه ی سن و سالت زندگی نکرده ای
زندگی چون قفسی است،
قفسی تنگ، پر از تنهایی…
به قول شهریار:
از زندگانیم گله دارد جوانیم….
شرمنده جوانی از این
زندگانیم🥀
زندگی غمکده ای بیش نبود
بهر ما جز غم و تشویش نبود
زندگیامون شده خندیدنای مصنوعی
وسط دردای واقعی
کاش زندگی کردن نوبتی بود
مثلا می گفتن تو خیلی وقته زندگی
نکردی بیا نوبت تو شده
موضوع غم انگیز در خصوص زندگی ، کوتاه بودن آن نیست
بلکه غم انگیز آن است که ما زندگی را خیلی دیر شروع میکنیم
خسته میشه از زندگی!
کسی که جسم و روحش باهم اختلاف سنی داشته باشه!
زندگی غم انگیز است، زندگی شلوغ است،
تمام کاری که می توانید انجام دهید این است که آن چه را باید انجام دهید..
گفت چرا بیشتر از سنت نشون میدی
گفتم خب بیشترم
خیلی روزها رو دوبار زندگی کردم
کاش زندگی هم دکمه پاور داشت
زندگیمون شده خندیدنای الکی وسط دردای واقعی
گاهی وقت ها آنقدر از زندگی خسته می شوم
که دلم می خواهد قبل از خواب
ساعت را روی هیچ وقت کوک کنم
زندگی تلخ ترین…
خواب من است!
خسته ام خسته از این خواب بلند
𝖳𝖧𝖨𝖲 𝖫𝖨𝖥𝖤 𝖨𝖲 𝖵𝖤𝖱𝖸 𝖧𝖠𝖱𝖣 𝖳𝖮 𝖡𝖤𝖠𝖱
تحمل این زندگی زیادی سخته
It’s sad to be happy alone in life
تنها بودن در زندگی غم انگیزه…
زندگی مثل دیکته است، هی غلط مینویسیم و هی پاک میکنیم،
دوباره مینویسیم و باز پاک میکنیم، غافل از اینکه یه روز داد میزند ورقه ها بالا…
غروب جمعه …
از زندگی من دلباز تر است
متن مفهومی درباره زندگی / متن زیبا در مورد زندگی و عشق کوتاه



