مجموعه ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) یکی از ماندگارترین آثار در تاریخ سینما و ادبیات فانتزی است که با جهانسازی بینظیر، شخصیتهای فراموشنشدنی و داستانی حماسی، میلیونها طرفدار در سراسر جهان دارد. این اثر ساخته پیتر جکسون و اقتباسی از رمان مشهور جی. آر. آر. تالکین است و سرشار از جزئیات، نمادها و پشتصحنههای جذابی است که بسیاری از مخاطبان از آنها بیاطلاع هستند. به همین دلیل، علاقهمندان همیشه به دنبال حقایق جالب درباره ارباب حلقهها، نکات مخفی فیلم و داستانهای پشت تولید این شاهکار هستند. در این مطلب از مجله آفتاب، مجموعهای از جذابترین حقایق فیلم ارباب حلقهها را بررسی میکنیم تا نگاه عمیقتری به این دنیای فانتزی شگفتانگیز داشته باشید.

در این مقاله از مجله سبک زندگی آفتاب، سفری به پشت صحنه این اثر جاودان خواهیم داشت و ۲۵ حقیقت جالب و خواندنی را درباره کتاب و فیلمهای ارباب حلقهها مرور میکنیم. همراهمان باشید.
حقایق شگفتانگیز درباره کتاب و جهان سرزمین میانه

۱. داستان از یک سطر اتفاقی شروع شد
تالکین استاد زبانشناسی آکسفورد بود. یک روز در حال تصحیح برگههای امتحانی دانشجویانش، ناگهان به نوشتن یک سطر عجیب مشغول شد: «در سوراخی در زمین، هابیتی زندگی میکرد» (In a hole in the ground there lived a hobbit). او بعداً گفت که در آن لحظه نمیدانست هابیت چیست یا چرا این جمله را نوشته است. از همان جمله کوتاه بود که «هابیت» و سپس «ارباب حلقهها» متولد شدند. کتاب هابیت در سال ۱۹۳۷ منتشر شد و موفقیت آن باعث شد ناشر از تالکین دنبالهای به مراتب بزرگتر بخواهد.
۲. نوشتن سهگانه ۱۲ سال طول کشید

تالکین کار روی «ارباب حلقهها» را در سال ۱۹۳۷، زمانی که ۴۵ سال داشت، شروع کرد و آن را در سال ۱۹۴۹، در سن ۵۷ سالگی، به پایان رساند. بخش اعظم این داستان در دوران جنگ جهانی دوم نوشته شد. خود تالکین هرگز انتظار چنین موفقیت عظیمی را نداشت و بارها در نامههایش اشاره کرده که از این همه توجه شگفتزده شده است.
۳. کتاب در ابتدا یک جلد بود، نه سه جلد
برخلاف تصور عموم، تالکین «ارباب حلقهها» را به عنوان یک کتاب واحد نوشته بود. اما به دلیل کمبود کاغذ پس از جنگ جهانی دوم و همچنین نگرانی ناشر از فروش نرفتن یک کتاب چندصد صفحهای، تصمیم گرفته شد داستان به سه جلد «یاران حلقه»، «دو برج» و «بازگشت پادشاه» تقسیم شود. خود تالکین از این تقسیمبندی خوشش نمیآمد و به شوخی میگفت که اسم جلد دوم باید «نفرین سرگذشت» میبود.
حقایق جالب درباره اتک آن تایتان | رازها و نکات پنهان انیمه Attack on Titan
۴. تالکین زبانهایی را که شخصیتها صحبت میکنند، خودش اختراع کرد
تالکین یک زبانشناس حرفهای بود و عشق به زبانها انگیزه اصلی نوشتن این داستان بود. او بیش از ۱۵ زبان مختلف برای نژادهای سرزمین میانه ساخت، از جمله زبان الفی «کوئنیا» و «سِندیارین» و زبان دورفها «خُزدول». جالب اینجاست که برای تالکین، داستان در واقع بهانهای برای خلق این زبانها بود، نه برعکس.
۵. الهامبخش شخصیت گالوم یک هیولای دریایی بود
ایده خلق موجودی که با حلقه وسواس پیدا میکند، از تجربه خود تالکین در کودکی نبود؛ بلکه از یک متن حماسی باستانی به نام «بئوولف» الهام گرفته شده بود. گالوم به گونهای طراحی شده که هم ترحمبرانگیز است و هم منزجرکننده. جالب است بدانید که تالکین در ابتدا نام دیگری برای او در نظر داشت و «گالوم» (برگرفته از صدای غلغل گلو که او درمیآورد) بعداً به این موجود چسبید.
۶. ۲۲ حلقه قدرت وجود دارد، نه یک حلقه
وقتی از «حلقههای قدرت» صحبت میشود، همه به یاد حلقه یگانه میافتند. اما در واقعیت، سائورون به الفها هنر ساختن حلقههای جادویی را آموخت و آنها ۱۶ حلقه ساختند. سپس سائورون مخفیانه حلقه یگانه را در کوه doom ساخت. در مجموع ۲۰ حلقه قدرت وجود دارد: ۳ حلقه برای الفها، ۷ برای دورفها، ۹ برای انسانها، و یک حلقه برای سائورون.
۷. نازگولها در ابتدا پادشاهان قدرتمندی بودند

نه شبح حلقه (نازگول) که در فیلمها میبینیم، روزگاری نه پادشاهان انسان بودند که حلقههای قدرت را دریافت کردند. آنها به مرور زمان توسط قدرت حلقهها فاسد شدند و به خدمت سائورون درآمدند، به موجوداتی جاودانه اما تسخیرشده تبدیل شدند که دیگر نه چهره دارند و نه اراده. رهبر آنها، پادشاه جادوگر آنگمار، قدرتمندترین و ترسناکترین آنها بود.
حقایق نفسگیر از پشت صحنه فیلمها
۸. فیلمبرداری سهگانه بهطور همزمان ۴۳۸ روز طول کشید
برخلاف بیشتر فیلمها که هر قسمت جداگانه ساخته میشود، پیتر جکسون هر سه فیلم «ارباب حلقهها» را به طور همزمان و در یک بازه ۴۳۸ روزه فیلمبرداری کرد. این کار جسورانه و بیسابقه بود؛ اگر یک فیلم شکست میخورد، هر سه فیلم شکست خورده بودند. جکسون در این مدت فقط روزی ۴ ساعت میخوابید و بیش از ۳ میلیون فوت فیلم خام ضبط شد.
۹. ویگو مورتنسن یک هفته پس از شروع فیلمبرداری جایگزین بازیگر اول شد
آیا میدانستید که آراگورن در ابتدا قرار بود توسط استوارت تاونسند (۲۶ ساله) بازی شود؟ اما پیتر جکسون پس از چند روز فیلمبرداری متوجه شد که او برای نقش پادشاه آینده خیلی جوان به نظر میرسد. در یک حرکت جسورانه، تاونسند اخراج شد و ویگو مورتنسن (۴۱ ساله) جای او را گرفت. مورتنسن آنقدر عاشق نقش شد که حتی در زمان استراحت بین سکانسها لباس و شمشیر آراگورن را از تن درنمیآورد و در غارها و جنگلهای نیوزلند پرسه میزد تا به شخصیت نزدیک شود.
۱۰. فریاد معروف آراگورن تصادفی بود (و استخوان پایش شکست)

در صحنهای از فیلم «دو برج»، آراگورن فکر میکند مری و پیپین مردهاند. او از شدت ناراحتی به کلاه خودی که روی زمین افتاده لگد میزند و فریاد میکشد دو انگشت پای ویگو مورتنسن هنگام لگد زدن به کلاه خود شکست. او اما به جای قطع فیلمبرداری، در نقش ماند و درد واقعی را به ناامیدی آراگورن تبدیل کرد. وقتی کارگردان بعداً متوجه شد، از این حرفهایگری شگفتزده شد.
۱۱. اورلاندو بلوم دندهاش را شکست
اورلاندو بلوم (لگولاس) در حین فیلمبرداری از اسبش افتاد و جان رایس-دیویس (گیملی) روی او افتاد و باعث شکستن دنده بلوم شد. بلوم بعداً به شوخی گفت که این مصدومیت باعث حسادت بازیگران دیگر شده بود، چون او اولین نفر بود که «امتیاز» مصدومیت جدی در این پروژه را به دست آورد.
۱۲. ساموایز گامجی واقعاً پای خود را سوراخ کرد
شان آستین (سام) در صحنهای که در رودخانه فرو میرود، پای خود را روی یک تکه شیشه بزرگ و تیز در آب گذاشت و به شدت زخمی شد. محل فیلمبرداری یکونیم ساعت با شهر فاصله داشت و خونریزی شدید بود، بنابراین بالگردی برای انتقال او به بیمارستان آمد. شان آستین بعداً گفت که درد را نادیده گرفت و همان روز به محل فیلمبرداری برگشت تا کار را تمام کند.
حقایق جالب درباره نارنیا | رازها و نکات پنهان دنیای The Chronicles of Narnia
۱۳. گاندالف بودن برای ایان مککلن سخت بود؛ نه به خاطر بازی، به خاطر اسب

ایان مککلن (گاندالف) از اسب میترسید. دلیلش هم مرگ دوستش روی کینیر بود که در حین فیلمبرداری فیلم دیگری از اسب افتاده بود و جان باخته بود. وقتی نوبت به سوارکاری گاندالف رسید، مککلن آنقدر با اسب تمرین کرد تا بر ترسش غلبه کند. جالب است بدانید که بیشتر نماهای سوارکاری گاندالف در دوردست، توسط بدلکاران سوار بر اسب انجام شدهاند.
۱۴. کریستوفر لی به کارگردان آموزش داد که صدای مرگ واقعی چگونه است
کریستوفر لی تنها بازیگر مجموعه بود که شخصاً تالکین را ملاقات کرده بود. جالبتر اینکه، او در جنگ جهانی دوم افسر اطلاعاتی بود. در صحنه مرگ سارومان، پیتر جکسون از او خواست که فریاد بزند. اما کریستوفر لی پاسخ داد: «آیا میدانی صدای کسی که پشتش چاقو میخورد چگونه است؟ نه فریاد، بلکه یک نفس نفس زدن تعجبآمیز.» جکسون حرف او را پذیرفت و آن صحنه به همان صورت ماندگار شد.
۱۵. سکانسهای هابیتها و گیملی بدون هیچ جلوه ویژهای ساخته شد

برای نشان دادن تفاوت اندازه هابیتها، الفها و دورفها، کارگردان از ترفندهای دوربین و جلوههای ویژه استفاده کرد. جالب اینجاست که در صحنههایی که فقط هابیتها و گیملی (جان رایس-دیویس) حضور دارند، هیچ ترفندی به کار نرفت. چون رایس-دیویس قدی ۱۸۵ سانتیمتری داشت و هابیتها حدود ۱۷۰ سانتیمتر بودند؛ همین تفاوت طبیعی برای انتقال اندازه دورفها کافی بود.
۱۶. سوراخ بینی گاندالف هر هفته آب میشد
پروتز بینی گاندالف برای ایان مککلن بسیار ناراحتکننده بود. این بینی مصنوعی مدام عرق میکرد، میلغزید و میخارید. یکی از اعضای گروه هر روز صبح آن را به بینی مککلن میچسباند و هر شب آن را جدا میکرد. جالب است بدانید که یکی از دستیاران کارگردان چندین عدد از این بینیها را به عنوان یادگاری نگهداری کرد و حتی یکی از آنها در یخچال یکی از عوامل فیلم برای سالها نگهداری میشد.
۱۷. نام رمز پروژه «جامبوری» (همایش پیشاهنگان) بود
برای جلوگیری از لو رفتن اخبار به رسانهها و ازدحام طرفداران، کل پروژه با نام رمز «جامبوری» (همایش پیشاهنگان) پیش میرفت. تابلوی راهنما، برگههای فیلمنامه و همه اسناد به جای «ارباب حلقهها»، عنوان «جامبوری» را داشتند. ایده این بود که اگر کسی این مدارک را گم کند، فکر کند مربوط به یک مستند درباره پیشاهنگان است، نه فیلمی عظیم به ارزش صدها میلیون دلار.
۱۸. محل فیلمبرداری موردور روی زمینهای مینگذاریشده بود
صحنههای مبارزه در سرزمین مورتور (موردور) در منطقه رانگیپو دِزرت در نیوزلند فیلمبرداری شد، جایی که ارتش نیوزلند قبلاً از آن به عنوان زمین تمرین تیراندازی استفاده میکرد. بازیگران و عوامل مجبور شدند فقط در مسیرهایی راه بروند که قبلاً از مواد منفجره پاکسازی شده بود. خود بازیگران از این موضوع اطلاع داشتند و از هر قدمی که برمیداشتند، فیلمبرداری میکردند. شانس آوردند که هیچ حادثهای رخ نداد.
۱۹. بیشتر سواران روهان زنانی با ریش مصنوعی بودند
پیدا کردن ۱۰۰۰ مرد سوارکار حرفهای آن هم در نیوزلند تقریباً غیرممکن بود. بنابراین گروه سازنده به سوارکاران زن حرفهای نیوزلندی پیام داد و از آنها برای بازی در نقش سواران سپیدهدم استفاده کرد. آنها با گذاشتن ریشهای مصنوعی، جنسیت خود را پنهان میکردند. ویگو مورتنسن بعداً اعتراف کرد که به یکی از این «مردان روهانی» علاقهمند شده بود، بعدها متوجه شد طرف مقابل، یک زن بوده است.
۲۰. ۴۸,۰۰۰ قبضه سلاح برای فیلم ساخته شد

واحد تولید سلاح در طول فیلمبرداری بیش از ۴۸,۰۰۰ قبضه شمشیر، تبر، نیزه و سپر ساخت. همچنین ۱,۶۰۰ جفت پای مصنوعی هابیتها ساخته شد و ۱۵,۰۰۰ دست لباس مختلف برای بازیگران و سیاهیلشگران طراحی و دوخته شد. واحد لباس شامل ۴۲ نفر خیاط، کفاش و طراح بود.
۲۱. سکانس «اشتعال فانوسها» توسط یک بازیگر خردسال فیلمبرداری شد
در صحنه معروف «فانوسهای گوندور» که پیپین با مشتعل کردن یک فانوس، فانوسهای بعدی را روی قله کوهها روشن میکند و این نور تا میناس تیریت میرسد، احضارکننده فانوسها یک بازیگر ۱۱ ساله بود. پسر یکی از دستیاران کارگردان به دلیل قد کوتاهش به جای پیپین در پلانهای دور قرار گرفت. این سکانس به یکی از بهیادماندنیترین صحنههای سهگانه تبدیل شد و نشاندهنده عزم و امید در تاریکترین لحظات بود.
۲۲. آرون در اصل در نبرد هلمز دیپ مبارزه میکرد
در نسخه اولیه فیلمنامه، آرون (لیو تایلر) به جای هالدیر فرماندهی الفهایی را بر عهده داشت که در نبرد «هلمز دیپ» به کمک انسانها میآیند. اما طرفداران کتاب به این تغییر شدید اعتراض کردند و گروه تولید هم به این نتیجه رسید که تبدیل شخصیت آرون به یک قهرمان جنگنده، به روحیه او خیانت میکند. بنابراین این صحنهها حذف و دوباره با حضور هالدیر فیلمبرداری شد.
۲۳. یک سیل طبیعی یک صحنه بزرگ نبرد را نابود کرد
قرار بود «یاران حلقه» با یک نبرد آبی بزرگ در رودخانه آندوین به پایان برسد که لگولاس روی قایق میایستاد و به سمت ارکها تیراندازی میکرد. اما یک طوفان ناگهانی و سیل عظیم کل صحنه ساخته شده را نابود کرد. از آنجایی که زمان و بودجه اجازه بازسازی نمیداد، پیتر جکسون مجبور شد آن سکانس را از فیلم حذف کند و فیلم «یاران حلقه» بدون آن صحنه بزرگ نمایش داده شد.
۲۴. فیلمبرداری «بازگشت پادشاه» حتی پس از برنده شدن اسکار ادامه داشت
«بازگشت پادشاه» در مراسم اسکار ۲۰۰۴ برنده ۱۱ جایزه از جمله بهترین فیلم شد. اما چند روز پس از مراسم اسکار، پیتر جکسون هنوز در نیوزلند مشغول فیلمبرداری سکانسهای اضافی برای نسخه ویژه بود. این اتفاق برای هیچ فیلم دیگری در تاریخ سینما رخ نداده است؛ یعنی فیلم برنده اسکار، هنوز «تکمیل» نشده بود.
۲۵. تالکین در ابتدا با اقتباس سینمایی مخالف بود

تالکین در طول زندگیاش پیشنهادهای زیادی برای ساخت فیلم از کتابش دریافت کرد، اما همه را رد کرد. او نگران بود که جلوههای ویژه آن زمان نتوانند دنیای خیالیاش را به تصویر بکشند و همچنین از داستانسرایی هالیوود بدش میآمد. جالب اینکه اولین اقتباس سینمایی از «ارباب حلقهها» یک انیمیشن به کارگردانی رالف باکشی در سال ۱۹۷۸ بود که بعداً خود پیتر جکسون در کودکی آن را دید و الهام گرفت. حالا جکسون سهگانهای ساخته که نه تنها طرفداران کتاب، بلکه خانواده تالکین هم آن را تأیید کردند.
اگر دفعه بعد قصد تماشای مجدد این سهگانه را داشتید، سعی کنید به جزئیات پشتزمینه توجه کنید. هر تار موی گاندالف، هر زخم روی صورت آراگورن، و هر جفت پای هابیتها داستانی برای گفتن دارد. این فیلمها آنقدر عمق دارند که هر بار تماشا، چیزی تازه و شگفتانگیز کشف میکنید. مثل خود کتاب تالکین.



