اشعار

شعر زیبای به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ از حافظ

شعر «به مُلازمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟» از حافظ یکی از مشهورترین و پرمفهوم‌ترین غزل‌های اوست که با زبانی هنرمندانه، مضامینی همچون عشق، رنج فراق، امید به وصال، نقد قدرت و اشتیاق دیدار معشوق را در هم می‌آمیزد. حافظ در این غزل، با بیانی سرشار از لطافت و ایهام، آرزوی رسیدن پیام دل عاشق به معشوق را مطرح می‌کند و در کنار آن، مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی را در قالب تصاویر شاعرانه به نمایش می‌گذارد. همین چندلایه بودن معنا باعث شده این غزل، هم برای دوستداران شعر عاشقانه و هم برای علاقه‌مندان به تفسیرهای عرفانی، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد. در این مطلب از مجله آفتاب، متن کامل شعر «به ملازمان سلطان، که رساند این دعا را؟» را می‌خوانیم و سپس معنی، تفسیر ادبی، عرفانی و بررسی مفاهیم و نمادهای این غزل ماندگار را به‌صورت کامل ارائه خواهیم کرد.

شعر زیبای به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ از حافظ

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟
که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم
مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارت
ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی
تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی
به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟
دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز
که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

تصویر شعر

این غزل از حافظ بیانگر خواهش، امید و دلتنگی عاشقی است که هم از معشوق درخواست مهر و توجه دارد و هم از بی‌مهری و حضور رقیبان رنج می‌برد. شاعر در سراسر غزل میان دعا، شکایت، عشق و امید در حرکت است و با وجود همه سختی‌ها، همچنان چشم‌به‌راه لطف و نگاه معشوق باقی می‌ماند.

کلیدهای معنایی

درخواست لطف و بی‌اعتنا نبودن به عاشق
حافظ در آغاز غزل از نزدیکان «سلطان» می‌خواهد پیام او را برسانند که پادشاه یا معشوق، به شکر نعمت و بزرگی خود، فقیران و نیازمندان را از نگاه لطفش محروم نکند. «گدا» در اینجا تنها به معنای فقیر نیست، بلکه نماد عاشقی است که همه سرمایه خود را در راه عشق از دست داده و تنها امیدش به کرم معشوق است.

شکایت از رقیب
شاعر از «رقیب دیوسیرت» به خدا پناه می‌برد. در ادبیات غنایی، رقیب کسی است که میان عاشق و معشوق فاصله می‌اندازد یا مانع رسیدن عاشق به محبوب می‌شود. حافظ آرزو می‌کند که خداوند یا نیرویی الهی، او را از شر این مانع نجات دهد.

قدرت نگاه معشوق
حافظ می‌گوید حتی اشاره مژه‌های معشوق می‌تواند جان عاشق را بگیرد. این یک اغراق شاعرانه برای نشان دادن تأثیر عمیق نگاه محبوب بر دل عاشق است. در عین حال، به معشوق هشدار می‌دهد که فریب زیبایی و قدرت خود را نخورد و با عاشقان مهربان‌تر باشد.

گلایه از بی‌مهری
شاعر می‌گوید تو با زیبایی خود دل‌های بسیاری را می‌سوزانی، اما از این همه رنجی که به عاشقان می‌رسد، چه سودی می‌بری؟ این پرسش، در حقیقت دعوتی به مهربانی و مدارا با دوستداران است.

امید به رسیدن پیام محبوب
در یکی از مشهورترین ابیات غزل، حافظ می‌گوید تمام شب را در این امید سپری می‌کند که نسیم صبحگاهی خبری از یار یا دوستان بیاورد. نسیم صبح در شعر حافظ نماد امید، گشایش و رسیدن پیام خوش است.

شوق دیدار
شاعر از معشوق می‌خواهد بار دیگر چهره خود را آشکار کند. او می‌گوید دل و جانش را فدای آن زیبایی کرده و تنها آرزویش دیدن روی محبوب است. این بیت اوج اشتیاق عاشق برای وصال را نشان می‌دهد.

ارزش دعای خالصانه
در پایان غزل، حافظ از معشوق می‌خواهد جرعه‌ای از لطف خود نصیب او کند. منظور از «جرعه» تنها شراب نیست، بلکه نشانه‌ای از عنایت، محبت یا توجه معشوق است. او یادآوری می‌کند که دعای سحرگاهی عاشق، دعایی خالص و اثرگذار است و شایسته آن است که مورد توجه قرار گیرد.

خوانش فلسفی / عرفانی

در خوانش عرفانی، «سلطان» می‌تواند نماد خداوند یا حقیقت مطلق باشد و عاشق، انسانی است که با همه ضعف‌ها و نیازهایش به درگاه او پناه آورده است. در این نگاه، گدایی نشانه فقر مادی نیست، بلکه بیانگر نیاز کامل انسان به لطف الهی است.

پیام اصلی غزل این است که انسان نباید در سختی‌ها امید خود را از دست بدهد. حتی اگر راه رسیدن به محبوب با موانع، رقیبان و بی‌مهری‌ها همراه باشد، دعا، امید و پایداری می‌تواند او را به لطف و عنایت محبوب نزدیک‌تر کند. حافظ در پایان، ارزش نیایش صادقانه و امید به رحمت را بالاتر از هر وسیله دیگری برای رسیدن به مقصود می‌داند.

شعر «دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را» از حافظ + معنی و تفسیر کامل

شعر «صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را» از حافظ + معنی و تفسیر کامل

شعر اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را از حافظ با تفسیر

شعر زیبای صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟ از حافظ با تفسیر

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا