متن دلتنگی پنجشنبه برای اموات؛ جملاتی غمگین برای یادبود عزیزان از دسترفته
پنجشنبهها، روزی که یاد عزیزان از دسترفته در خاطرهها جان میگیرد و دلتنگی برای اموات، رنگ و بویی دیگر مییابد. در مجله آفتاب، مجموعهای از جملات ناب و متنهای احساسی را گردآوری کردهایم تا بتوانید در این روز، یاد و خاطره کسانی که رفتند را گرامی دارید. این متنها، نه صرفاً کلماتی برای فراموشی، که پلی است میان قلب شما و آسمان؛ کلماتی که غم غربت را تسکین میدهند و به روح عزیزانتان هدیه میشوند. اگر دلتنگ حضور کسی هستید که دیگر در کنارتان نیست، این جملات را با تمام وجود زمزمه کنید.

فهرست محتوا
متن دلتنگی پنجشنبه ها برای اموات
پنجشنبهها، یادش میافتم. یاد اون روزایی که میومد و میگفت «پنجشنبه رو بریم خونه مادر». حالا پنجشنبهها، فقط یه روزه که بوی غربت میده و دلم براش تنگ شده. روحش شاد.
آه ای پنجشنبه، روزی که دلهای مردگان به سوی زندگان باز میشود. گویی نسیمی از عالم دیگر میوزد و یاد عزیزان را در دل ما زنده میکند. باشد که روحشان در آرامش ابدی باشد.
هر پنجشنبه که میرسه، دلم میگیره. نه برای خودم، برای اونایی که رفتن و دیگه برنمیگردن. کاش میشد یه بار دیگه صداشون رو بشنوم، یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
پنجشنبهها، روز یادآوری است. روزی که درهای آسمان به روی ارواح گشوده میشود و ما با فاتحه و صلوات، به دیدارشان میرویم. باشد که این روز، روز بخشش و آرامش برای همه درگذشتگان باشد.
راستی امروز پنجشنبهست، یادته که همیشه میگفتی پنجشنبهها برامون دعا کن؟ حالا من هر پنجشنبه برات دعا میکنم. کاش میدیدی چقدر دلم برات تنگ شده. کاش میدیدی چقدر تنهام.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که رفتند و هیچ وقت برنگشتند، تنگ شده. برای مادری که دیگر نیست، برای پدری که ساکت شده، برای دوستی که خاموش. باشد که خداوند همگی را بیامرزد.
پنجشنبه که میشه، میرم سر مزارش. یه فاتحه میخونم، یه شاخه گل میذارم، یه کم میمونم و باهاش حرف میزنم. میدونم نمیشنوه، ولی دلم آروم میگیره. روحش شاد و یادش گرامی.
پنجشنبه، روزی است که ارواح درگذشتگان به خانههایشان بازمیگردند. ما نیز با دلهای آکنده از غم، به استقبالشان میرویم. باشد که این دیدار نادیدنی، آرامشبخش روحهای پاکشان باشد.
هر پنجشنبه که میاد، یه حس عجیبی دارم. انگار همه اونایی که رفتن، دارن از دور نگاهم میکنن. میدونم که گفتن، میدونم که هستن. کاش میتونستم باهاشون حرف بزنم، ولی فقط دعا مونده.
پنجشنبهها، روزی است که دلتنگیها رنگ دیگری میگیرد. گویی فاصله میان زمین و آسمان کمتر میشود و میتوان صدای گریه فرشتگان را در سوگ عزیزان از دست رفته شنید. روحشان شاد.
متن تسلیت | کاملترین مجموعه پیامهای تسلیت به مادر فوت شده، پدر، خاله، دوست، برادر، خواهر و…

امروز پنجشنبهست، رفتم سر قبرش. گفتم: «چطوری؟ دلم برات تنگ شده». بارون میبارید، انگار آسمون داشت باهات حرف میزد. گفتم: «خوبی؟» جوابی نداد، ولی میدونم که خوبه. روحش شاد.
در این روز پنجشنبه، دلم برای آن همه خاطرهای که با تو ساختم، تنگ شده. برای آن همه خنده، برای آن همه اشک، برای آن همه بودن. اکنون تنها ماندهام و یادت، که هیچ وقت از یادم نمیروی.
پنجشنبهها، دلم بیشتر از همیشه میگیره. نه برای خودم، برای اونایی که رفتن. میدونم که دیگه برنمیگردن، ولی بازم دلم میخواد صداشون رو بشنوم. کاش میدونستم که اونجا خوبن، کاش میدونستم.
پنجشنبه، روزی است که ارواح در جستجوی آرامشند. و ما، با یادشان، به آنها آرامش میبخشیم. باشد که این یادآوری، مرهمی بر زخمهای دلمان باشد و روحهایشان در نور غرق شود.
پنجشنبه که میشه، یادش میافتم. یاد اون روزایی که کنارم بود، یاد اون حرفایی که میزد. حالا فقط یه عکس مونده و یه عالمه خاطره. کاش میتونستم باهاش حرف بزنم، فقط یه بار.
در این روز پنجشنبه، دلم برای آن کسی تنگ شده که هیچ وقت برنمیگردد. برای آن کسی که با رفتنش، دنیای من کوچک شد. باشد که خداوند او را در بهشت برین جای دهد و ما را صبری عطا کند.
متن تسلیت شهادت حضرت عباس (ع) / جملات بسیار غمگین و سوزناک علمدار کربلا
متن پنجشنبه دلتنگی
پنجشنبهها، روزهای بغضهای ترکنخوردهاند. روزهایی که یاد عزیزان از دست رفته، چون خاری در دل مینشیند و اشک را به دیدگان هدیه میدهد. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و آرامش بخشد.
امروز پنجشنبهست، رفتم سر مزارش، گفتم: «پنجشنبهست، اومدم ببینمت». باد میوزید، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم، اما نمیدونی». باد بیشتر وزید، انگار میدونست.
پنجشنبه، روزی است که دلها به سوی آسمان پرواز میکنند. روزی است که یاد عزیزان، چون نوری در دل ما میدرخشد. باشد که این نور، تا ابد روشن بماند و روحهایشان را در آرامش نگه دارد.
هر پنجشنبه، یه فاتحه میخونم. یه صلوات میفرستم. یه دعا میکنم. میدونم که میرسه، میدونم که میشنون. چون عشق از مرگ قویتره. روحش شاد و یادش گرامی.
در این پنجشنبه، دلم برای تمام لحظههایی که با تو بودم تنگ شده. برای آن همه سادگی، برای آن همه صمیمیت، برای آن همه عشق. اکنون تنها ماندهام با خاطراتی که هیچ وقت کهنه نمیشوند.
پنجشنبهها، دلم میگیره. نه از تنهایی، از نبودن. از نبودن اونایی که بودنشون، زندگی بود. کاش میتونستم برگردونمشون، کاش میتونستم باهاشون حرف بزنم. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
پنجشنبه، روزی است که ارواح به دیدار ما میآیند. بیآنکه ببینیمشان، حسشان میکنیم. بیآنکه بشنویمشان، صدایشان را در دل مییابیم. باشد که این دیدار روحافزایشان باشد و ما را از غم دوری برهاند.
امروز پنجشنبهست، دلم براش تنگ شده. رفتم سر مزارش، گفتم: «چطوری؟» بارون شروع به باریدن کرد، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم». بارون بیشتر شد، انگار میدونست.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام رفتگان تنگ شده. برای آنانی که پیش از ما رفتند و ما را با حسرت ماندن تنها گذاشتند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در بهشت برین جای دهد.
پنجشنبهها، روزهای یادآوریاند. روزهایی که غبار غم از دل میزداییم و به یاد عزیزانمان، اشک میریزیم. باشد که این اشکها، شستشوی دلهایمان باشد و روحهایشان را شاد گرداند.
هر پنجشنبه که میرسه، دلم هوای اونایی که رفتن میکنه. هوای مادر، هوای پدر، هوای همه اونایی که بودن و نیستن. کاش میشد برگردن، کاش میشد یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده.
پنجشنبه، روزی است که دلتنگیها رنگ دیگری میگیرد. گویی آسمان نیز در سوگ عزیزان از دست رفته میگرید و زمین، غمگینتر از همیشه میشود. باشد که خداوند همگی را بیامرزد.
امروز پنجشنبهست و من دوباره به یادش افتادم. به یاد اون همه خاطره، به یاد اون همه شادی. کاش میشد برگردونه، کاش میشد یه بار دیگه باهاش باشم. اما نه، فقط دعا مونده و یه عالمه دلتنگی.
پنجشنبهها، روزهای وصل است. وصل زمین به آسمان، وصل دل به ارواح، وصل عشق به ابدیت. باشد که روح همه عزیزان از دست رفته در آرامش باشد و یادشان در قلبهای ما جاودان بماند. فاتحه و صلواتی نثار روحشان کنید. روحشان شاد و یادشان گرامی.
پنجشنبهها، دلم هوای همه اونایی رو میکنه که نیستن. هوای مامان، هوای بابا، هوای رفیقای قدیمی. کاش میشد یه روز برگردن و بگن «باز هم پنجشنبه، بیا بریم خونه مادر». اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که رفتهاند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، بخشی از وجودم را با خود بردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در جوار رحمت خود جای دهد. روحشان شاد.
متن درباره تنهایی (جملات غمگین، عمیق و مفهومی درباره تنهایی)
متن پنجشنبه دلتنگی پدر
هر پنجشنبه که میاد، میرم سر مزارش. یه فاتحه میخونم، یه گلدون آب میکنم، یه کم میمونم و باهاش حرف میزنم. میدونم نمیشنوه، ولی دلم آروم میگیره. انگار که هنوز کنارمه.

پنجشنبه، روزی است که ارواح به خانههایشان بازمیگردند و ما با دلهای آکنده از شوق، به استقبالشان میرویم. گویی در این روز، پردههای غیب کنار میرود و عزیزانمان را از دور میبینیم. روحشان شاد.
پنجشنبهها، دلم میگیره. نه برای خودم، برای اونایی که رفتن. اونایی که بودنشون، زندگی بود. کاش میتونستم یه بار دیگه صداشون رو بشنوم، یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده و یه عالمه دلتنگی.
در این پنجشنبه، دلم برای آن همه خاطرهای که با تو ساختم تنگ شده. برای آن همه سادگی، برای آن همه صمیمیت، برای آن همه بودن. اکنون تنها ماندهام با خاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند، اما هرگز تکرار نمیشوند.
پنجشنبه که میشه، دلم هوای اونایی میکنه که رفتن و دیگه برنمیگردن. هوای اونایی که بودنشون، آرامش بود. کاش میدونستم که اونجا خوبن، کاش میدونستم که خوشحالن. روح همه شون شاد.
پنجشنبه، روزی است که دلهای مردگان به سوی زندگان باز میشود. گویی نسیمی از عالم دیگر میوزد و یاد عزیزان را در دل ما زنده میکند. باشد که این یادآوری، مرهمی بر زخمهای دلمان باشد.
هر پنجشنبه، یه فاتحه میخونم، یه صلوات میفرستم، یه دعا میکنم برای همه اونایی که رفتن. میدونم که میرسه، میدونم که میشنون. چون عشق از مرگ قویتره. روح همه شون شاد و یادشون گرامی.
امروز پنجشنبهست، رفتم سر مزارش. گفتم: «چطوری؟ دلم برات تنگ شده». بارون میبارید، انگار آسمون داشت باهات حرف میزد. گفتم: «دوست دارم، اما نمیدونی». بارون بیشتر شد، انگار میدونست.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که نیستند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، روزهایم را بیرنگ کردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در بهشت برین جای دهد. روحشان شاد و یادشان گرامی.
پنجشنبهها، روزهای بغضهای ترکنخوردهاند. روزهایی که یاد عزیزان از دست رفته، چون خاری در دل مینشیند و اشک را به دیدگان هدیه میدهد. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و آرامش بخشد.
پنجشنبه که میرسه، دلم میخواد به همه اونایی که رفتن پیام بدم. اما نه، هیچ شمارهای جواب نمیده. فقط یک عالمه خاطره مونده و یه عالمه دلتنگی. کاش میشد با اونا حرف زد، کاش میشد.
پنجشنبه، روزی است که ارواح در جستجوی آرامشند. و ما، با یادشان، به آنها آرامش میبخشیم. باشد که این یادآوری، شادی روحهای پاکشان را به همراه داشته باشد و دلهای ما را نیز آرام کند.
هر پنجشنبه که میاد، دلم برای اونایی که رفتن تنگ میشه. برای مادری که دیگه نیست، برای پدری که ساکت شده، برای دوستی که رفته. کاش میتونستم برگردونمشون، کاش میتونستم باهاشون باشم. اما نه، فقط دعا مونده.
در این پنجشنبه، دلم برای تمام لحظههایی که با تو بودم تنگ شده. برای آن همه خنده، برای آن همه اشک، برای آن همه بودن. اکنون تنها ماندهام با خاطراتی که هیچ وقت تمام نمیشوند، اما هیچ وقت تکرار نمیشوند.
تعبیر خواب مُرده | معنی دیدن فرد فوتشده در خواب از نظر معبران مختلف
متن پنجشنبه دلتنگی مادر
پنجشنبهها، روزهای یادآوریاند. روزهایی که غبار غم از دل میزداییم و به یاد عزیزانمان، اشک میریزیم. باشد که این اشکها، شستشوی دلهایمان باشد و روحهایشان را شاد گرداند.
امروز پنجشنبهست، رفتم سر مزارش، گفتم: «پنجشنبهست، اومدم ببینمت». باد میوزید، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم، اما نمیدونی». باد بیشتر وزید، انگار میدونست.
پنجشنبه، روزی است که دلها به سوی آسمان پرواز میکنند. روزی است که یاد عزیزان، چون نوری در دل ما میدرخشد. باشد که این نور، تا ابد روشن بماند و روحهایشان را در آرامش نگه دارد.
هر پنجشنبه که میرسه، دلم هوای اونایی که رفتن میکنه. هوای مادر، هوای پدر، هوای همه اونایی که بودن و نیستن. کاش میشد برگردن، کاش میشد یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام رفتگان تنگ شده. برای آنانی که پیش از ما رفتند و ما را با حسرت ماندن تنها گذاشتند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در بهشت برین جای دهد. روحشان شاد.
پنجشنبهها، دلم میگیره. نه از تنهایی، از نبودن. از نبودن اونایی که بودنشون، زندگی بود. کاش میتونستم برگردونمشون، کاش میتونستم باهاشون حرف بزنم. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
پنجشنبه، روزی است که ارواح به دیدار ما میآیند. بیآنکه ببینیمشان، حسشان میکنیم. بیآنکه بشنویمشان، صدایشان را در دل مییابیم. باشد که این دیدار روحافزایشان باشد و ما را از غم دوری برهاند.
امروز پنجشنبهست، دلم براش تنگ شده. رفتم سر مزارش، گفتم: «چطوری؟» بارون شروع به باریدن کرد، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم». بارون بیشتر شد، انگار میدونست.
پنجشنبهها، روزهای وصل است. وصل زمین به آسمان، وصل دل به ارواح، وصل عشق به ابدیت. باشد که روح همه عزیزان از دست رفته در آرامش باشد و یادشان در قلبهای ما جاودان بماند.
هر پنجشنبه، یه شاخه گل میبرم سر مزارش. یه فاتحه میخونم، یه کم میمونم و باهاش حرف میزنم. میدونم نمیشنوه، ولی دلم آروم میگیره. انگار که هنوز کنارمه، انگار که هنوز هست.
در این پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که رفتند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، بخشی از وجودم را با خود بردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در جوار رحمت خود جای دهد.

پنجشنبهها، روزهای بغضهای ترکنخوردهاند. روزهایی که یاد عزیزان از دست رفته، چون خاری در دل مینشیند و اشک را به دیدگان هدیه میدهد. باشد که خداوند همگی را بیامرزد.
امروز پنجشنبهست و من دوباره به یادش افتادم. به یاد اون همه خاطره، به یاد اون همه شادی. کاش میشد برگردونه، کاش میشد یه بار دیگه باهاش باشم. اما نه، فقط دعا مونده و یه عالمه دلتنگی.
پنجشنبهها، روزهای یادآوری و سوگواری است. روزی که دلها به سوی آسمان پرواز میکنند و ارواح به دیدار ما میآیند. باشد که روح همه عزیزان از دست رفته در آرامش ابدی باشد و یادشان در قلبهای ما جاودان بماند. فاتحه و صلواتی نثار روحشان کنید. روحشان شاد و یادشان گرامی.
پنجشنبه که میشه، دلم برای همه اونایی که نیستن، تنگ میشه. برای اونایی که بودنشون، آرامش بود. کاش میشد یه روز برگردن و بگن «باز هم پنجشنبه، بیا بریم خونه مادر». اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
متن دلتنگی عاشقانه (جملات احساسی و رمانتیک برای عشق و دلتنگی)
متن پنجشنبه های دلتنگی پدر و مادر
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که رفتهاند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، بخشی از وجودم را با خود بردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در جوار رحمت خود جای دهد. روحشان شاد.
هر پنجشنبه که میاد، میرم سر مزارش. یه فاتحه میخونم، یه گلدون آب میکنم، یه کم میمونم و باهاش حرف میزنم. میدونم نمیشنوه، ولی دلم آروم میگیره. انگار که هنوز کنارمه.
پنجشنبه، روزی است که ارواح به خانههایشان بازمیگردند و ما با دلهای آکنده از شوق، به استقبالشان میرویم. گویی در این روز، پردههای غیب کنار میرود و عزیزانمان را از دور میبینیم. روحشان شاد.
پنجشنبهها، دلم میگیره. نه برای خودم، برای اونایی که رفتن. اونایی که بودنشون، زندگی بود. کاش میتونستم یه بار دیگه صداشون رو بشنوم، یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده و یه عالمه دلتنگی.
در این پنجشنبه، دلم برای آن همه خاطرهای که با تو ساختم تنگ شده. برای آن همه سادگی، برای آن همه صمیمیت، برای آن همه بودن. اکنون تنها ماندهام با خاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند، اما هرگز تکرار نمیشوند.
پنجشنبه که میشه، دلم هوای اونایی میکنه که رفتن و دیگه برنمیگردن. هوای اونایی که بودنشون، آرامش بود. کاش میدونستم که اونجا خوبن، کاش میدونستم که خوشحالن. روح همه شون شاد.
پنجشنبه، روزی است که دلهای مردگان به سوی زندگان باز میشود. گویی نسیمی از عالم دیگر میوزد و یاد عزیزان را در دل ما زنده میکند. باشد که این یادآوری، مرهمی بر زخمهای دلمان باشد.
هر پنجشنبه، یه فاتحه میخونم، یه صلوات میفرستم، یه دعا میکنم برای همه اونایی که رفتن. میدونم که میرسه، میدونم که میشنون. چون عشق از مرگ قویتره. روح همه شون شاد و یادشون گرامی.
امروز پنجشنبهست، رفتم سر مزارش. گفتم: «چطوری؟ دلم برات تنگ شده». بارون میبارید، انگار آسمون داشت باهات حرف میزد. گفتم: «دوست دارم، اما نمیدونی». بارون بیشتر شد، انگار میدونست.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که نیستند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، روزهایم را بیرنگ کردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در بهشت برین جای دهد. روحشان شاد و یادشان گرامی.
پنجشنبهها، روزهای بغضهای ترکنخوردهاند. روزهایی که یاد عزیزان از دست رفته، چون خاری در دل مینشیند و اشک را به دیدگان هدیه میدهد. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و آرامش بخشد.
پنجشنبه که میرسه، دلم میخواد به همه اونایی که رفتن پیام بدم. اما نه، هیچ شمارهای جواب نمیده. فقط یک عالمه خاطره مونده و یه عالمه دلتنگی. کاش میشد با اونا حرف زد، کاش میشد.
پنجشنبه، روزی است که ارواح در جستجوی آرامشند. و ما، با یادشان، به آنها آرامش میبخشیم. باشد که این یادآوری، شادی روحهای پاکشان را به همراه داشته باشد و دلهای ما را نیز آرام کند.
هر پنجشنبه که میاد، دلم برای اونایی که رفتن تنگ میشه. برای مادری که دیگه نیست، برای پدری که ساکت شده، برای دوستی که رفته. کاش میتونستم برگردونمشون، کاش میتونستم باهاشون باشم. اما نه، فقط دعا مونده.
در این پنجشنبه، دلم برای تمام لحظههایی که با تو بودم تنگ شده. برای آن همه خنده، برای آن همه اشک، برای آن همه بودن. اکنون تنها ماندهام با خاطراتی که هیچ وقت تمام نمیشوند، اما هیچ وقت تکرار نمیشوند.
پنجشنبهها، روزهای یادآوریاند. روزهایی که غبار غم از دل میزداییم و به یاد عزیزانمان، اشک میریزیم. باشد که این اشکها، شستشوی دلهایمان باشد و روحهایشان را شاد گرداند.
امروز پنجشنبهست، رفتم سر مزارش، گفتم: «پنجشنبهست، اومدم ببینمت». باد میوزید، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم، اما نمیدونی». باد بیشتر وزید، انگار میدونست.
پنجشنبه، روزی است که دلها به سوی آسمان پرواز میکنند. روزی است که یاد عزیزان، چون نوری در دل ما میدرخشد. باشد که این نور، تا ابد روشن بماند و روحهایشان را در آرامش نگه دارد.
هر پنجشنبه که میرسه، دلم هوای اونایی که رفتن میکنه. هوای مادر، هوای پدر، هوای همه اونایی که بودن و نیستن. کاش میشد برگردن، کاش میشد یه بار دیگه ببینمشون. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
در این روز پنجشنبه، دلم برای تمام رفتگان تنگ شده. برای آنانی که پیش از ما رفتند و ما را با حسرت ماندن تنها گذاشتند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در بهشت برین جای دهد. روحشان شاد.
پنجشنبهها، دلم میگیره. نه از تنهایی، از نبودن. از نبودن اونایی که بودنشون، زندگی بود. کاش میتونستم برگردونمشون، کاش میتونستم باهاشون حرف بزنم. اما نه، فقط دعا مونده و فاتحه.
پنجشنبه، روزی است که ارواح به دیدار ما میآیند. بیآنکه ببینیمشان، حسشان میکنیم. بیآنکه بشنویمشان، صدایشان را در دل مییابیم. باشد که این دیدار روحافزایشان باشد و ما را از غم دوری برهاند.
امروز پنجشنبهست، دلم براش تنگ شده. رفتم سر مزارش، گفتم: «چطوری؟» بارون شروع به باریدن کرد، انگار داشت جوابم رو میداد. گفتم: «دوست دارم». بارون بیشتر شد، انگار میدونست.
پنجشنبهها، روزهای وصل است. وصل زمین به آسمان، وصل دل به ارواح، وصل عشق به ابدیت. باشد که روح همه عزیزان از دست رفته در آرامش باشد و یادشان در قلبهای ما جاودان بماند.
هر پنجشنبه، یه شاخه گل میبرم سر مزارش. یه فاتحه میخونم، یه کم میمونم و باهاش حرف میزنم. میدونم نمیشنوه، ولی دلم آروم میگیره. انگار که هنوز کنارمه، انگار که هنوز هست.
در این پنجشنبه، دلم برای تمام کسانی که رفتند، تنگ شده. برای آنانی که با رفتنشان، بخشی از وجودم را با خود بردند. باشد که خداوند همگی را بیامرزد و در جوار رحمت خود جای دهد.
پنجشنبهها، روزهای بغضهای ترکنخوردهاند. روزهایی که یاد عزیزان از دست رفته، چون خاری در دل مینشیند و اشک را به دیدگان هدیه میدهد. باشد که خداوند همگی را بیامرزد.
امروز پنجشنبهست و من دوباره به یادش افتادم. به یاد اون همه خاطره، به یاد اون همه شادی. کاش میشد برگردونه، کاش میشد یه بار دیگه باهاش باشم. اما نه، فقط دعا مونده و یه عالمه دلتنگی.
پنجشنبهها، روزهای یادآوری و سوگواری است. روزی که دلها به سوی آسمان پرواز میکنند و ارواح به دیدار ما میآیند. باشد که روح همه عزیزان از دست رفته در آرامش ابدی باشد و یادشان در قلبهای ما جاودان بماند. فاتحه و صلواتی نثار روحشان کنید. روحشان شاد و یادشان گرامی.



