نقد فیلم The Death of Robin Hood | رابین هود میان افسانه و واقعیت

رابین هود یکی از ماندگارترین چهرههای فولکلور و اسطورهشناسی است؛ شخصیتی که سینما بارها او را از نو ساخته و هر بار تصویری تازه از این یاغی محبوب ارائه داده است. اما مایکل سارنوسکی در The Death of Robin Hood مسیر متفاوتی را انتخاب میکند؛ رابین هود او دیگر قهرمان جنگل شروود نیست، بلکه مردی سالخورده و زخمی است که زیر سنگینی گذشته و افسانهای که دیگران از او ساختهاند، گرفتار شده است. ایده جذاب است، اما فیلم در تبدیل این ایده به یک تجربه سینمایی منسجم، با مشکلاتی جدی روبهرو میشود.
فهرست محتوا
رابین هود؛ بیرون از افسانه
فیلم از همان ابتدا تصویر آشنای رابین هود را کنار میگذارد. خبری از ماریان، یاران شاد یا دزدیدن از ثروتمندان برای کمک به فقرا نیست. رابین هودِ هیو جکمن، مردی خسته و شکسته است که گذشتهای خونین پشت سر گذاشته و دیگر نمیتواند با تصویری که افسانهها از او ساختهاند کنار بیاید.
ایده اصلی فیلم همین تقابل میان اسطوره و واقعیت است؛ مردی که نمیتواند با افسانهای که به نام او ساخته شده زندگی کند. رابین در جایی میگوید ما و داستانهایمان قابل اعتماد نیستیم و فیلم نیز دقیقاً از همین نقطه حرکت میکند.
مشکل اینجاست که مخاطب با تصویر بسیار قدرتمندی از رابین هود وارد فیلم میشود. وقتی فیلمساز از همان ابتدا این تصویر را کنار میزند، فاصلهای میان فیلم و تماشاگر ایجاد میشود. شاید اگر روایت ابتدا از رابین هودِ آشنا شروع میکرد و بهتدریج چهرهای تازه از او میساخت، این دگرگونی تأثیر بیشتری داشت.
هیو جکمن و مردی که پیر شده است
مهمترین نقطه قوت فیلم، هیو جکمن است. رابین هود او نه فقط از نظر جسمی، بلکه از نظر روحی نیز فرسوده شده و جکمن این خستگی را بیشتر با چهره و نگاه منتقل میکند تا با دیالوگ.
فیلم نیز دوربین را بارها به کلوزآپ صورت او میبرد و این انتخاب در بسیاری از لحظات جواب میدهد. وقتی قرار است فیلم درباره وضعیت روحی رابین باشد، نزدیک شدن دوربین به چهره او باعث میشود مخاطب مستقیماً درگیر حالات درونی شخصیت شود.
رابین در عین خشونت و وحشیگری، سویهای انسانی هم دارد. رابطه او با دختر جان کوچولو یکی از معدود بخشهایی است که این وجه متفاوت شخصیت را بهخوبی نشان میدهد. فیلمساز در فاصلهای کوتاه، یک رابین خشن و یک مرد مهربان را مقابل هم قرار میدهد و همین تضاد، شخصیت را جذابتر میکند.
سینما یا ادبیات؟

مشکل اصلی The Death of Robin Hood اما در فیلمنامه است. فیلم ایدههای زیادی برای گفتن دارد، اما در بسیاری از لحظات به جای اینکه آنها را به تصویر و کنش تبدیل کند، دربارهشان حرف میزند.
دیالوگهای طولانی و گاه کلیشهای میان رابین، مرد جذامی و خواهر مسیحی، ریتم فیلم را پایین میآورند. اینجا فیلمساز مرز میان ادبیات و سینما را چندان دقیق تشخیص نداده است. فولکلور از دل داستان و کلمات آمده، اما سینما بیش از هر چیز به کنش نیاز دارد.
هرچه فیلم جلوتر میرود، این مشکل بیشتر خودش را نشان میدهد. تعلیق جای خود را به گفتوگو میدهد و زمان ذهنی فیلم طولانیتر از زمان واقعی آن احساس میشود. مخاطب باید بارها به حرفهایی گوش کند که میتوانستند در قالب تصویر، رفتار یا موقعیت دراماتیک بیان شوند.
در نتیجه، فیلم به جای اینکه مخاطب را درگیر سرنوشت رابین کند، گاهی او را در میان انبوهی از کلمات رها میکند.
تصاویر فولکلوریک و چند لحظه درخشان
از نظر بصری، فیلم با وجود تأثیرپذیری آشکار از سینمای رابرت اگرز، در بخشهایی به تصاویر قابل توجهی دست پیدا میکند. استفاده از نور طبیعی، فضای تاریک و موسیقی، حس کهن و فولکلوریک داستان را تقویت کرده است.
نبرد شبانهای که با نور آتش شکل میگیرد، یکی از بهترین نمونههای این موفقیت است. تصویر در این صحنه طبیعی و زنده است و خشونت رابین را بدون نیاز به توضیح اضافه به نمایش میگذارد.
اما مشکل اینجاست که این لحظات پراکنده نمیتوانند ضعف کلی فیلمنامه را جبران کنند. فیلم گاهی به سینمایی بسیار خوب نزدیک میشود و چند دقیقه بعد دوباره درگیر دیالوگهای طولانی و شخصیتپردازی کمعمق میشود.
مرگ رابین هود یا مرگ یک روایت؟

The Death of Robin Hood در نهایت میان دو تصویر گرفتار میماند: رابین هودِ اسطورهای و رابین هودی که سارنوسکی میخواهد خودش بسازد. فیلم نه کاملاً از اسطوره جدا میشود و نه موفق میشود روایت شخصی خودش را به اندازه کافی پرورش دهد.
ایده اولیه بسیار جذاب است؛ اینکه پشت چهره قهرمان افسانهای، مردی خسته و گناهکار قرار داشته باشد. اما برای رسیدن به نتیجهای بزرگتر، این ایده به ساختاری منسجمتر و روایتی تدریجیتر نیاز داشت.
هیو جکمن تمام تلاشش را میکند تا این رابین خسته را زنده کند و در بعضی کلوزآپها نیز کاملاً موفق است. با این حال، فیلمنامه بارها اجازه نمیدهد این بازی به یک شخصیت کامل و ماندگار تبدیل شود.
شاید بزرگترین مشکل فیلم همین باشد: سارنوسکی میخواهد مرگ یک اسطوره را روایت کند، اما خودش هنوز نتوانسته جایگزین مناسبی برای آن اسطوره بسازد. رابین هود از زیر پوست افسانه بیرون میآید، اما آنچه در نهایت میبینیم بیشتر مردی خسته در میان انبوهی از دیالوگهاست تا یک بازخوانی کامل و تازه از یک شخصیت فولکلوریک.
در نتیجه، The Death of Robin Hood فیلمی با ایدهای قابل توجه، بازی خوب هیو جکمن و چند لحظه بصری بسیار زیباست، اما در مسیر تبدیل این ایده به یک اثر سینمایی قدرتمند، بیش از اندازه به کلمات وابسته میشود. شاید رابین هود در این فیلم نمیمیرد؛ این روایتِ فیلمساز است که پیش از رسیدن به مقصد، زیر بار افسانهای که قصد شکستن آن را داشت، از نفس میافتد.
نقد فیلم Power Ballad؛ وقتی موسیقی دوباره رؤیا میسازد
نقد فیلم Barbie؛ وقتی سرمایهداری پشت نقاب فمینیسم پنهان میشود
نقد فیلم Le Samouraï؛ آلن دلون سامورایی فرانسوی
نقد انیمیشن Minions & Monsters؛ کمدیای با طعم نوستالژی سینما
نقد فیلم Young Washington | شکست سینما در ساختن اسطوره جرج واشینگتن



