اشعار

شعر غمگین عاشقانه دلشکسته | مجموعه زیباترین اشعار عاشقانه غمگین و احساسی

گاهی هیچ چیز به اندازه یک شعر غمگین عاشقانه نمی‌تواند درد دلشکستگی، دلتنگی و حسرت یک عشق ناتمام را بیان کند. شعر، زبان احساسات عمیقی است که بیان آن‌ها با واژه‌های معمولی دشوار است؛ احساساتی مانند جدایی، انتظار، تنهایی، خاطرات فراموش‌نشدنی و عشقی که هنوز در دل زنده مانده است. از سروده‌های ماندگار شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی، مولانا، شهریار و فروغ فرخزاد گرفته تا اشعار معاصر، همگی تصویری از رنج عشق و زیبایی اندوه را به نمایش می‌گذارند. بسیاری از کاربران به دنبال شعر غمگین عاشقانه دلشکسته هستند تا احساسات خود را در قالب شعر بیان کنند یا از آن برای استوری، کپشن، دل‌نوشته و پیام‌های احساسی استفاده کنند. در این مطلب از مجله آفتاب، مجموعه‌ای از زیباترین اشعار غمگین عاشقانه درباره دلشکستگی، جدایی و دلتنگی را گردآوری کرده‌ایم.

شعر غمگین عاشقانه دلشکسته | مجموعه زیباترین اشعار عاشقانه غمگین و احساسی

شعر غمگین تنهایی

امشب

ستاره‌ها هم

کم‌نورترند؛

شاید

آن‌ها هم

دلتنگ کسی هستند.

رفتی…

و بعد از تو

حتی آینه هم

مرا

مثل قبل

نشناخت.

من هنوز

زیر همان درخت

منتظر مانده‌ام؛

درختی که

آخرین بار

دستت را

رها کردم.

دلتنگی

همین است؛

لبخند بزنی،

اما

چشم‌هایت

همه چیز را

لو بدهند.

تو

تمام شعرهای من بودی؛

حالا

فقط

صفحه‌های سفید

برایم مانده‌اند.

بعضی آدم‌ها

می‌روند،

اما

تا آخر عمر

صدای خنده‌شان

در گوش آدم

می‌ماند.

من

فراموشت نکرده‌ام؛

فقط

یاد گرفته‌ام

بی‌صدا

دلتنگت باشم.

ماه را

که می‌بینم،

دلم می‌خواهد

کسی باشد

که دلتنگی‌هایم را

برای او تعریف کنم.

رفتی و بعد از تو

دیوارهای خانه هم

دیگر صدای خنده را

از یاد بردند.

تمام شهر را گشتم

تا شاید

ردی از تو پیدا کنم؛

اما فهمیدم

بعضی آدم‌ها

فقط در خاطره‌ها زندگی می‌کنند.

گفتی فراموشم کن…

نمی‌دانستی

بعضی نام‌ها

روی قلب نوشته می‌شوند،

نه روی کاغذ.

بعد از تو

ساعت‌ها هم

آرام‌تر می‌گذرند؛

انگار زمان

برای دلتنگی من

توقف کرده است.

پاییز از راه رسید،

اما درخت دل من

از روز رفتنت

برگ‌هایش را باخته بود.

ماه را نگاه می‌کنم،

شاید تو هم

همین امشب

به همان ماه

خیره شده باشی.

عشق تو

تمام نشد؛

فقط

دیگر سهم زندگی من

نبود.

تک بیت های عاشقانه  ۱۵۰ شعر تک خطی کوتاه فوق‌العاده عاشقانه برای بیو و استوری

شعر غمگین تنهایی

چه سخت است

دوست داشتن کسی

که باید

او را فقط

در رؤیاها دید.

من هنوز

کنار خاطره‌هایت

زندگی می‌کنم؛

تو اما

شاید مدت‌هاست

مرا فراموش کرده‌ای.

دلم

برای خودم می‌سوزد؛

برای دلی

که همه چیزش را

به یک نفر بخشید.

تو رفتی

و من ماندم

با اتاقی

که هنوز

بوی حضورت را

حفظ کرده است.

هر شب

به ستاره‌ها می‌گویم

اگر او را دیدید،

بگویید

هنوز هم

دوستش دارم.

گاهی

سکوت،

بلندترین فریاد

یک قلب شکسته است.

تو رفتی،

اما رفتنت

هنوز

از پنجره‌های خانه

پیداست.

اشک‌هایم

دنبال بهانه نیستند؛

فقط

نام تو را

شنیده‌اند.

من از عشق

چیزی جز

چند خاطره،

چند شعر

و یک دل شکسته

به یادگار نبردم.

چقدر تلخ است

کسی را

تمام دنیا بدانی،

اما

در دنیای او

هیچ جایی نداشته باشی.

دلتنگی

یعنی

هر شب

با خاطره‌ها بخوابی

و هر صبح

با حسرت بیدار شوی.

اگر روزی

باز همدیگر را دیدیم،

لبخند می‌زنم؛

اما

قلبم

تمام گذشته را

به یاد خواهد آورد.

گفتند زمان

همه چیز را درمان می‌کند؛

اما

هیچ‌کس نگفت

با جای خالی تو

چه باید کرد.

رفتی…

و بعد از تو

باران هم

بوی دلتنگی گرفت.

درخت‌ها

هر سال

دوباره سبز می‌شوند؛

اما

بعضی دل‌ها

دیگر بهار نمی‌بینند.

شعر کوتاه غمگین (زیباترین اشعار احساسی و عاشقانه کوتاه غمگین)

شعر شکست عشقی

تمام شعرهایم

از تو شروع شدند؛

و با رفتنت

ناتمام ماندند.

چه حیف…

قرار بود

کنار هم

پیر شویم؛

نه کنار خاطره‌ها.

هنوز هم

گاهی

بی‌اختیار

اسمت را

زیر لب

زمزمه می‌کنم.

ماه امشب

خیلی غمگین است؛

شاید

او هم

کسی را

از دست داده باشد.

من از تو

فقط یک عکس ندارم؛

تمام زندگی‌ام

پر از تصویر توست.

عشق،

گاهی

یعنی

تمام عمر

دلتنگ کسی باشی

که دیگر

راهی به سویش نداری.

تو رفتی،

اما

قلبم هنوز

در همان روز

منتظر بازگشت تو مانده است.

رفتی و بعد از تو

دلم

دیگر هیچ خانه‌ای

برای آرامش

پیدا نکرد.

کاش می‌شد

خاطره‌ها را هم

مثل آدم‌ها

از زندگی

بیرون کرد.

باران که می‌بارد،

تمام شهر

بوی تو را می‌دهد؛

انگار آسمان هم

فراموشت نکرده است.

بعد از تو

لبخند زدم،

اما هیچ‌وقت

از ته دل

نخندیدم.

ماه را دیدم،

دلم گرفت؛

او هم

مثل من

هر شب

تنهاست.

پاییز که آمد،

فهمیدم

درخت‌ها هم

درد دل کندن را

می‌فهمند.

چه ساده

گفتی خداحافظ؛

و چه سخت

تمام زندگی‌ام

با همان یک کلمه

عوض شد.

من هنوز

کنار پنجره‌ای

که تو را بدرقه کرد،

منتظر مانده‌ام.

اگر دلتنگی

رنگ داشت،

تمام آسمان

بعد از رفتنت

خاکستری می‌شد.

قلبم

از تو شکایت ندارد؛

از روزگاری دلگیر است

که ما را

از هم گرفت.

تو رفتی

و من

سال‌هاست

در ایستگاه خاطره‌ها

جا مانده‌ام.

هر شب

نامت را

به ماه می‌گویم؛

شاید نورش

تا پنجره تو برسد.

گاهی

آدم

از یک نفر

جدا نمی‌شود؛

از تمام رؤیاهایش

جدا می‌شود.

رفتن تو

تمام فصل‌های سال را

برای من

پاییز کرد.

چشم‌هایم

بعد از تو

باران را

بهتر از هر کسی

فهمیدند.

قرار نبود

این‌همه

دلتنگت شوم؛

قرار بود

همیشه

کنارم بمانی.

چه کسی گفت

زمان

همه چیز را

فراموش می‌کند؟

من هنوز

روز رفتنت را

حفظ هستم.

تمام شعرهایم

به یک اسم

ختم می‌شوند؛

اسمی

که دیگر

اجازه ندارم

بلند صدایش کنم.

تو رفتی،

اما

هنوز

روی نیمکت دلم

جایت خالی است.

دل شکستن

صدایی ندارد؛

اما

تا سال‌ها

در سکوت

شنیده می‌شود.

دلتنگی

همین است؛

هر آهنگی

تو را

به یاد آدمی بیندازد

که دیگر نیست.

من

بعد از تو

به هیچ بهاری

اعتماد نکردم.

خاطراتت

مثل سایه‌اند؛

هر جا می‌روم

همراه من می‌آیند.

تو

آخرین شعر زیبای من بودی؛

بعد از تو

تمام واژه‌ها

بوی غم گرفتند.

متن جدایی اجباری از عشق (جملات غمگین و احساسی درباره جدایی ناخواسته)

شعر شکست عشقی

شعر غمگین رمانتیک

چقدر سخت است

کسی را

از دست بدهی

که هنوز

تمام دلت

برای او می‌تپد.

امشب

ماه کامل است،

اما

دل من

از همیشه

شکسته‌تر.

از عشق

فقط

یک قلب خسته ماند؛

و هزار

خاطره

که نمی‌میرند.

اگر روزی

نامم را شنیدی،

فقط یادت باشد

کسی بود

که با تمام وجود

دوستت داشت.

گاهی

بزرگ‌ترین غم دنیا

این است که

دیگر نمی‌توانی

برای کسی که دوستش داری

«مواظب خودت باش» بگویی.

دلت که رفت،

خانه هم رفت؛

دیوارها ماندند،

اما دیگر

هیچ‌جا

خانه نبود.

تمام شهر

پر از آدم است،

اما

جای خالی تو

از همه بیشتر

به چشم می‌آید.

باران می‌بارد،

و من

باز هم

دنبال صدایی می‌گردم

که دیگر

مرا صدا نمی‌زند.

تو رفتی،

اما دلم

هنوز

کفش‌هایش را

برای آمدنت

از پا درنیاورده است.

ماه امشب

به من شبیه است؛

از دور می‌درخشد،

اما

از نزدیک

پر از زخم است.

برگ‌ها

از شاخه افتادند؛

من هم

از روزی که تو رفتی،

از زندگی افتادم.

چه ساده گفتی:

«مواظب خودت باش…»

نمی‌دانستی

خودِ من

با رفتن تو

از بین رفت.

تو رفتی

و من ماندم

با خیابان‌هایی

که هنوز

قدم‌هایت را

به خاطر دارند.

کاش خاطره‌ها

هم مثل ابرها

می‌آمدند،

می‌باریدند

و تمام می‌شدند.

دل من

هنوز هم

به در بسته‌ای

امید دارد

که سال‌هاست

کسی آن را

باز نکرده است.

چقدر سخت است

کسی را

دوست داشته باشی،

اما

تمام سهمت

از او

فقط سکوت باشد.

جملات خسته از زندگی (متن‌های غمگین، احساسی و مفهومی درباره خستگی از زندگی)

شعرهای غمگین احساسی

بعد از تو

قلبم

دیگر

به هیچ اتفاق قشنگی

اعتماد نکرد.

تمام غروب‌ها

بوی خداحافظی می‌دهند؛

از همان روزی

که تو

غروب زندگی من شدی.

گفتی

برمی‌گردم…

و من

سال‌هاست

با همین یک جمله

زندگی می‌کنم.

چه حیف…

تو

زیباترین رؤیای من بودی،

و من

درست وسط رؤیا

بیدار شدم.

از عشق

فقط

یک قاب عکس مانده،

و قلبی

که هنوز

جرئت نگاه کردن

به آن را ندارد.

تو رفتی،

اما

هیچ‌کس

نتوانست

جای خالی‌ات را

در دلم

پر کند.

امشب

دلم

به اندازه تمام آسمان

گرفته است؛

و ماه

تنها شاهد

اشک‌های من است.

گاهی

آدم

تمام عمرش را

صرف فراموش کردن

کسی می‌کند

که هیچ‌وقت

فراموش نمی‌شود.

تو

آخرین امید دلم بودی؛

بعد از رفتنت،

دیگر

به هیچ فردایی

دل نبستم.

اگر روزی

از من پرسیدند

عشق یعنی چه؟

فقط

به عکس تو

اشاره می‌کنم.

تو رفتی،

اما هنوز

صدای خنده‌هایت

از گوش دلم

نرفته است.

دلم شکست؛

نه از رفتنت،

از اینکه

نتوانستم

ماندنت را

از خدا بخواهم.

باران که می‌آید،

خیابان‌ها

بیشتر

شبیه خاطره‌های تو

می‌شوند.

تمام شب

با خاطراتت

حرف زدم؛

صبح که شد،

فقط سکوت

جوابم را داد.

ماه امشب

به پنجره‌ام خیره مانده؛

شاید

او هم

منتظر کسی است

که دیگر نمی‌آید.

برگ‌ها

افتادند،

درخت ماند؛

تو رفتی،

من ماندم.

کاش می‌توانستم

مثل تو

این‌قدر راحت

از کنار عشق

عبور کنم.

تمام شعرهایم

از تو شروع شد،

و تمام بغض‌هایم

با رفتنت.

گاهی

فقط یک اسم

برای خراب شدن

تمام دلت

کافی است.

چشم‌هایم

هنوز

منتظرند؛

با اینکه

عقل می‌داند

بازگشتی نیست.

من

بعد از تو

به هیچ خداحافظی

اعتماد نکردم.

تو

شبیه ماه بودی؛

زیبا،

دور،

و دست‌نیافتنی.

دلتنگی

از آن روزی شروع شد

که فهمیدم

دیگر

قرار نیست

برگردی.

پاییز

فصل مورد علاقه‌ام نبود؛

از وقتی رفتی،

همه فصل‌ها

پاییز شدند.

چه حیف

که عشق ما

در دل ماند؛

و هیچ‌وقت

به لبخند نرسید.

دلم

هنوز هم

برای کسی می‌تپد

که دیگر

صدایم را

نمی‌شنود.

متن درباره ماه | زیباترین جملات احساسی، عاشقانه و فلسفی درباره ماه

شعرهای غمگین احساسی

رفتن تو

پایان قصه نبود؛

آغاز

تمام شب‌های بی‌خوابی من بود.

من هنوز

همان آدمم؛

فقط

کمی

شکسته‌تر.

ماه را

دوست دارم؛

چون تنها کسی است

که هر شب

دلتنگی مرا

می‌بیند.

بعضی زخم‌ها

با زمان

خوب نمی‌شوند؛

فقط

آدم به دردشان

عادت می‌کند.

شعر غمگین جدایی

امشب

باران

به جای من

برای تو

گریه می‌کند.

تو رفتی،

اما

تمام خیابان‌های شهر

هنوز

قدم‌هایت را

به یاد دارند.

چه سخت است

دوست داشتن

کسی که

تنها سهمت از او

یادهاست.

عشق تو

مثل عطری بود

که رفت،

اما بویش

تا همیشه

در دلم ماند.

هر غروب

دوباره

دلم

به رفتنت

فکر می‌کند.

تو

رفتنی بودی؛

اما دلم

هیچ‌وقت

این را

نفهمید.

بعضی آدم‌ها

آن‌قدر عمیق

دوستت دارند

که حتی

بعد از رفتنت

هم

منتظرت می‌مانند.

چقدر

جای خالی تو

از خودت

بزرگ‌تر است.

اگر عشق

همین دلتنگی است،

من

سال‌هاست

عاشق‌ترین آدم

این شهرم.

رفتی و بعد از تو

حتی آینه هم

مرا

با لبخند

به یاد نمی‌آورد.

تمام دلتنگی من

خلاصه می‌شود

در یک جمله:

«کاش هنوز بودی…»

باران که بند می‌آید،

خیابان خشک می‌شود؛

اما

دل من

هنوز

خیس رفتن توست.

تو را

از زندگی‌ام گرفتند؛

اما

از قلبم

نه.

ماه هر شب

می‌آید و می‌رود؛

تنها کسی که

برنگشت،

تو بودی.

پاییز

به درخت گفت:

«رها کن…»

و من فهمیدم

دل کندن

چه درد بزرگی است.

چه تلخ است

هنوز

دوستت داشته باشم،

اما

نتوانم

حتی اسمت را

بلند بگویم.

تمام آرزوهایم

در یک نفر

خلاصه شده بود؛

همان یک نفر هم

رفت.

دلتنگی

یعنی

صدای زنگ تلفن

قلبت را بلرزاند،

با اینکه می‌دانی

او نیست.

بعد از تو

حتی بهار هم

نتوانست

گل‌های دلم را

شکوفه کند.

من هنوز

در همان روزی

زندگی می‌کنم

که تو

برای آخرین بار

خداحافظی کردی.

کاش ماه

می‌توانست

پیغام دلتنگی مرا

برای تو ببرد.

متن درباره غروب آفتاب (زیباترین جملات احساسی، عاشقانه و فلسفی درباره غروب)

شعر غمگین جدایی

تو

تمام دلیل

شعر گفتنم بودی؛

حالا

تمام دلیل

گریه‌هایم شده‌ای.

برگ‌ها

افتادند،

اما

درخت

هنوز

منتظر بهار است؛

درست مثل من.

گاهی

آدم

بیشتر از خودِ آدم‌ها،

دلتنگ

روزهایی می‌شود

که با آن‌ها داشته است.

از تو

فقط

چند عکس ماند؛

و هزار حسرت.

اگر عشق

فراموش می‌شد،

این همه شب

بی‌خوابی

معنا نداشت.

هنوز هم

گاهی

دو فنجان چای

می‌ریزم؛

بعد یادم می‌آید

دیگر

کنارم نیستی.

ماه امشب

خیلی نزدیک است؛

کاش

تو هم

این‌قدر نزدیک بودی.

چه سخت است

تمام خاطراتت

با کسی باشد

که دیگر

خاطره تازه‌ای

با او

نخواهی ساخت.

من

از تو

تنها

یک قلب شکسته

به ارث بردم.

اشعار زیبای غمگین

تو رفتی،

اما

تمام نیمکت‌های شهر

هنوز

منتظر نشستن

دونفره‌اند.

عشق

تمام شد؛

اما

دلتنگی

هنوز

ادامه دارد.

هیچ‌کس

نفهمید

چطور

با لبخند

گریه می‌کردم.

هر شب

خواب تو را

می‌بینم؛

هر صبح

نبودنت را.

دلم

هنوز

به آمدنت

ایمان دارد؛

هرچند

عقلم

سال‌هاست

ناامید شده.

تو

آخرین شعر

عاشقانه من بودی؛

بعد از تو

همه واژه‌ها

بوی غم گرفتند.

بعضی دردها

فریاد نمی‌شوند؛

آرام

در چشم‌ها

زندگی می‌کنند.

اگر روزی

از کنارم گذشتی،

به چشم‌هایم نگاه نکن؛

هنوز

خانه تو هستند.

دلم هنوز

پشت آخرین نگاهت

جا مانده است؛

سال‌ها گذشته،

اما

برنگشته.

گفتی فراموشم کن؛

انگار

از دریا خواسته باشی

موج‌هایش را

فراموش کند.

باران که می‌بارد،

خیال می‌کنم

آسمان هم

کسی را

مثل تو

از دست داده است.

رفتی…

و من

سال‌هاست

با جای خالی تو

زندگی می‌کنم.

ماه هر شب

سراغ پنجره‌ام می‌آید؛

شاید

او هم

دنبال تو می‌گردد.

برگ‌ها

افتادند،

اما

دل من

هنوز

از رفتنت

رها نشده است.

کاش می‌شد

قلب را

مثل ساعت

برای چند دقیقه

از تپیدن

بازداشت.

تمام خیابان‌ها

به جایی ختم می‌شوند

که تو

دیگر

آنجا نیستی.

سهم من

از دوست داشتنت،

تنهایی بود؛

سهم تو

شاید

فراموشی.

دلم

هنوز

نامت را

بی‌اجازه

تکرار می‌کند.

بعد از تو

هیچ غروبی

زیبا نبود؛

همه‌شان

بوی خداحافظی

می‌دادند.

تو

دور شدی،

اما

دلتنگی‌ات

هر روز

به من

نزدیک‌تر شد.

چقدر سخت است

دوست داشتن

کسی

که دیگر

حق نداری

دوستش داشته باشی.

درخت‌ها

هر سال

برگ می‌دهند؛

اما

دل من

از روز رفتنت

خشک مانده است.

اشک‌هایم

راه خانه‌ات را

از بر هستند.

تمام شب

با خاطره‌هایت

قدم زدم؛

صبح شد،

اما

تو نیامدی.

اگر عشق

همین درد است،

پس من

سال‌هاست

عاشقم.

متن برای استوری عکس خودم | بهترین جملات خاص، کوتاه، شیک و لاکچری برای استوری

شعر غمگین عشقی

کاش می‌دانستی

بعد از تو

حتی خنده‌هایم

بوی گریه می‌دهند.

ماه را

دوست دارم؛

چون

او هم

هر شب

زخم‌هایش را

پنهان می‌کند.

تو رفتی،

اما

هیچ‌کس

جای تو را

در شعرهایم

نگرفت.

من هنوز

منتظرم؛

نه برای آمدنت،

برای آرام شدن

این دل.

چه زود

فصل ما

به آخر رسید؛

بی‌آنکه

بهاری

دیده باشیم.

رفتن تو

تمام پنجره‌های دلم را

به سمت غروب

باز گذاشت.

کسی نمی‌داند

آدم

چند بار

در سکوت

می‌تواند

بشکند.

شعر غمگین عشقی

از تو

تنها

یک نام مانده؛

و قلبی

که هنوز

با همان نام

می‌تپد.

امشب

ستاره‌ها

کمتر می‌درخشند؛

شاید

آن‌ها هم

دلتنگ‌اند.

تمام دنیا

می‌گوید

گذشته است؛

اما

قلب من

هنوز

در همان روز

مانده.

بعضی آدم‌ها

می‌روند؛

اما

جای خالی‌شان

تا آخر عمر

از در

داخل می‌شود.

دلم

برای تو

تنگ نیست؛

برای خودم

کنار تو

تنگ شده است.

گفتند

فراموشش کن؛

مگر می‌شود

نبض را

از قلب گرفت؟

تو رفتی،

اما

هنوز

جای دست‌هایت

روی شانه‌های دلتنگم

مانده است.

باران که می‌بارد،

خیال می‌کنم

آسمان هم

مثل من

حوصله پنهان کردن

غمش را ندارد.

تمام پنجره‌ها را

باز گذاشته‌ام؛

شاید

باد

بوی تو را

دوباره بیاورد.

ماه

هر شب کامل می‌شود،

اما

دل من

از روز رفتنت

نیمه‌تمام مانده است.

تو رفتی

و پاییز

برای همیشه

در تقویم دلم

جا خوش کرد.

من

بعد از تو

دیگر

به هیچ «همیشه‌ای»

اعتماد نکردم.

تمام کوچه‌ها

به خانه می‌رسند؛

جز کوچه‌ای

که تو

از آن رفتی.

دلتنگی

یعنی

لبخند بزنی،

اما

قلبت

زیر همان لبخند

آه بکشد.

خاطراتت

مثل سایه‌اند؛

هرچه از آن‌ها

فرار می‌کنم،

دنبالم می‌آیند.

رفتن تو

تمام شعرهای مرا

به مرثیه

تبدیل کرد.

امشب

ماه را نبین؛

تمام غمش

از چشم‌های من است.

چه کسی گفته

عشق می‌میرد؟

من سال‌هاست

با جنازه‌ای

که هنوز نفس می‌کشد،

زندگی می‌کنم.

درخت‌ها

برگ ریختند،

من

خاطره.

اگر دلتنگی

صدا داشت،

تمام شهر

از فریاد دلم

پر می‌شد.

تو

آخرین دلیل

لبخندم بودی؛

بعد از تو

لب‌هایم

تنها سکوت را

بلد شدند.

بعضی زخم‌ها

بسته می‌شوند،

اما

هرگز

خوب نمی‌شوند.

از وقتی رفتی،

غروب‌ها

زودتر از همیشه

دلگیر می‌شوند.

ماه را

که نگاه می‌کنم،

آرزو می‌کنم

کاش فاصله‌ها

هم مثل نور

کم‌رنگ می‌شدند.

کاش می‌شد

قلب را

هم خاموش کرد؛

مثل چراغی

که دیگر

به آن نیازی نیست.

من

هنوز

به یاد تو

باران را

دوست دارم.

تو رفتی،

اما

هیچ‌کس

نتوانست

بهار را

به دلم برگرداند.

چقدر سخت است

تمام خاطراتت

لبخند باشند،

اما

یادشان

اشک بیاورد.

تو

تمام شدی؛

اما

دوست داشتنت

نه.

گاهی

دلم می‌خواهد

فقط یک بار

اسمم را

مثل گذشته

صدا بزنی.

شب

طولانی نیست؛

این دلتنگی است

که تمام نمی‌شود.

رفتی،

و من فهمیدم

بعضی نبودن‌ها

از هزار حضور

سنگین‌ترند.

هر بار

که باران می‌بارد،

قلبم

دوباره

روز رفتنت را

به یاد می‌آورد.

من

هنوز هم

در میان تمام دعاهایم،

بی‌اختیار

نام تو را

زمزمه می‌کنم.

متن زیبا و لاکچری | جملات خاص، شیک و احساسی برای کپشن و استوری

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا
فال تاروت آنلاین 🔮 طالع‌ بینی با ۲۲ کارت اصلی تاروت
✨ فال تاروت آنلاین
فال تاروت آنلاین 🔮 طالع‌ بینی با ۲۲ کارت اصلی تاروت