اشعار

غزل ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را از سعدی با تفسیر

غزل «ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را» یکی از سروده‌های دلنشین سعدی شیرازی است که در آن، شاعر با زبانی سرشار از تصویر و استعاره، از عطش عشق، نیاز روح به وصال و جست‌وجوی حقیقت سخن می‌گوید. سعدی در این غزل، واژه‌هایی مانند ساقی، آب، شراب و تشنگی را تنها در معنای ظاهری به کار نمی‌برد، بلکه آن‌ها را نمادهایی برای عشق، معرفت، آرامش و سیراب شدن جان انسان قرار می‌دهد. همین ویژگی باعث شده است که این شعر علاوه بر زیبایی ادبی، لایه‌های عرفانی و فلسفی عمیقی نیز داشته باشد. در این مطلب از مجله آفتاب، متن کامل غزل «ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را» را می‌خوانیم و سپس به بررسی معنی، مفهوم و تفسیر ابیات آن می‌پردازیم.

غزل ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را از سعدی با تفسیر

ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را

من نیز چشم از خواب خوش بر می‌نکردم پیش از این
روز فراق دوستان شب‌خوش بگفتم خواب را

هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را

من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن
گر وی به تیرم می‌زند اِستاده‌ام نُشّاب را

مقدار یار هم‌نفس چون من نداند هیچ‌کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را

وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی می‌زدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی‌پایاب را

امروز حالا غرقه‌ام تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را

گر بی‌وفایی کردمی یَرغو به قاآن بردمی
کآن کافر اَعدا می‌کشد وین سنگدل اَحباب را

فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را

«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو»
ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را

تصویر شعر

این غزل از سعدی روایتی از عطش عشق، بی‌تابی در فراق و ناتوانی عاشق در رهایی از محبوب است. سعدی از همان آغاز، خود را تشنه‌ای معرفی می‌کند که پیش از هر چیز به جرعه‌ای از محبت و وصال نیاز دارد. هرچه شعر پیش می‌رود، این تشنگی به دریایی از عشق تبدیل می‌شود؛ دریایی که عاشق در آن غرق شده و دیگر راه بازگشتی برای خود نمی‌بیند.

کلیدهای معنایی

تشنگی بی‌پایان عاشق
شاعر می‌گوید تشنگی او از هر اندازه‌ای گذشته است و از ساقی می‌خواهد نخست او را سیراب کند و سپس دیگران را. این تشنگی تنها تشنگی آب نیست؛ نمادی از عطش عشق، دیدار و آرامشی است که تنها محبوب می‌تواند به او ببخشد.

فراق، آرامش را از بین می‌برد
سعدی اعتراف می‌کند که پیش از جدایی، خواب آرامی داشت؛ اما از روزی که از دوستان و محبوب دور افتاده، دیگر خواب خوش برایش معنایی ندارد. فراق حتی ابتدایی‌ترین آسایش‌های زندگی را از عاشق می‌گیرد.

قدرت زیبایی محبوب
اگر محبوب از کنار مسجد عبور کند، حتی پارساترین انسان نیز نگاهش از محراب عبادت جدا شده و به ابروی او می‌افتد. مقصود سعدی بی‌ارزش دانستن عبادت نیست؛ بلکه می‌خواهد قدرت خیره‌کننده زیبایی محبوب را نشان دهد که دل هر انسانی را می‌رباید.

تسلیم کامل در برابر عشق
شاعر می‌گوید مانند شکار وحشی نیست که برای حفظ جانش فرار کند. اگر محبوب تیر عشق به سوی او پرتاب کند، خود با رضایت در برابر آن می‌ایستد. این تصویر، نهایت تسلیم و رضایت عاشق در برابر معشوق را نشان می‌دهد.

ارزش واقعی یار را چه کسی می‌داند؟
سعدی می‌گوید تنها کسی که محبوبش را از دست داده، ارزش او را می‌فهمد؛ همان‌گونه که ماهی وقتی از آب بیرون بیفتد، ارزش آب را درک می‌کند. این یکی از مشهورترین اندیشه‌های سعدی است: انسان معمولاً ارزش نعمت‌ها را هنگام از دست دادن آن‌ها می‌شناسد.

از آب کم‌عمق تا دریای بی‌کران
شاعر می‌گوید زمانی گمان می‌کرد در آبی کم‌عمق دست‌وپا می‌زند، اما اکنون فهمیده است که وارد دریایی بی‌پایان شده است. عشق در آغاز شاید ساده و قابل کنترل به نظر برسد، اما کم‌کم انسان را در عمقی فرو می‌برد که دیگر راه بازگشتی ندارد.

غرق شدن در عشق
سعدی می‌گوید اکنون آن‌قدر در دریای عشق غرق شده که تنها اگر روزی به ساحل برسد، می‌تواند داستان این غرقاب را تعریف کند. تا زمانی که در میانه این طوفان است، حتی توان بیان رنج خود را نیز ندارد.

وفاداری در برابر بی‌مهری
شاعر می‌گوید اگر خودش بی‌وفایی کرده بود، سزاوار شکایت و مجازات بود؛ اما اکنون این محبوب است که با سنگدلی عاشقان را می‌آزارد. سعدی در این بیت، بی‌وفایی معشوق را با لحنی گلایه‌آمیز بیان می‌کند، بی‌آنکه از عشق خود دست بکشد.

رقیب و عاشقان
رقیب از دست عاشقان محبوب فریاد می‌زند؛ همان‌گونه که صدای مطرب برای دربان مزاحمت ایجاد می‌کند. یعنی حضور عاشقان، برای کسانی که میان آنان و محبوب فاصله می‌اندازند، ناخوشایند است.

عشق؛ نیرویی که عاشق را می‌کشد
در پایان، کسی به سعدی نصیحت می‌کند که اگر از جفای محبوب رنج می‌بری، دیگر به سوی او نرو. اما سعدی پاسخ می‌دهد که این انتخاب او نیست؛ او نمی‌رود، بلکه محبوب با قلاب عشق او را به سوی خود می‌کشد. این تصویر، یکی از زیباترین توصیف‌های عشق در ادبیات فارسی است؛ عشقی که اختیار را از عاشق می‌گیرد و او را ناگزیر به دنبال خود می‌کشاند.

خوانش فلسفی / عرفانی

در ظاهر، این غزل داستان عاشقی است که در فراق محبوب می‌سوزد و از بی‌مهری او شکایت می‌کند. اما در خوانش عرفانی، «ساقی» می‌تواند نماد فیض الهی، «آب» نماد معرفت، و «دریا» نماد حقیقت بی‌کران باشد.

تشنگی آغاز شعر، تشنگی روح برای رسیدن به حقیقت است. انسان تا زمانی که جرعه‌ای از این حقیقت ننوشیده، آرام نمی‌گیرد. هرچه بیشتر پیش می‌رود، درمی‌یابد که آنچه گمان می‌کرد دریایی کوچک است، حقیقتی بی‌پایان بوده است.

آخرین بیت، عمیق‌ترین پیام شعر را در خود دارد. سعدی می‌گوید انسان همیشه گمان می‌کند خودش عاشق شده و به سوی محبوب رفته است؛ اما حقیقت این است که نیروی عشق از جانب محبوب آغاز می‌شود. در نگاه عرفانی، این خداوند یا حقیقت است که نخست انسان را به سوی خود می‌کشد و اشتیاق را در دل او می‌نشاند. بنابراین عشق واقعی، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نوعی کشش متقابل میان عاشق و معشوق است؛ کششی که اختیار انسان را در برابر عظمت عشق رنگ می‌بازد.

شعر مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا از سعدی + تفسیر

شعر پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را از سعدی با تفسیر

شعر شب فراق نخواهم دَواج دیبا را از سعدی + تفسیر

شعر اگر تو فارغی از حال دوستان یارا از سعدی با تفسیر

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا
فال تاروت آنلاین 🔮 طالع‌ بینی با ۲۲ کارت اصلی تاروت
✨ فال تاروت آنلاین
فال تاروت آنلاین 🔮 طالع‌ بینی با ۲۲ کارت اصلی تاروت