شعر پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را از سعدی با تفسیر
غزل «پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را» از سرودههای عاشقانه و تأثیرگذار سعدی است؛ شعری که در آن شاعر با زبانی سرشار از گلایه، وفاداری و اندوه، از عهدی سخن میگوید که میان عاشق و معشوق بسته شده اما ظاهراً از سوی یار شکسته شده است. سعدی در این غزل، وفاداری را ارزشی بنیادین در عشق میداند و با یادآوری عهد و پیمان گذشته، از بیوفایی و دوری معشوق شکایت میکند. زیبایی شعر در همین تضاد عمیق میان وفاداری عاشق و بیمهری معشوق شکل میگیرد؛ گویی شاعر هنوز به عهد خود پایبند است، اما یار از رسم وفا فاصله گرفته است. در این مطلب از مجله آفتاب، متن کامل شعر «پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را» را از سعدی ارائه میکنیم و سپس به بررسی معنی ابیات، مضمون عاشقانه، تصاویر ادبی و تفسیر این غزل زیبا خواهیم پرداخت.

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
اللَه اللَه تو فراموش مکن صحبت ما راقیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سستعهدی که تحمل نکند بار جفا راگر مُخَیَّر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما راگر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا راخنُک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا راباور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا رااز سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا راسر انگشت تَحَیُّر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشتنما راآرزو میکندم شمعصفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا راچشم کوتهنظران بر ورق صورت خوبان
خط همیبیند و عارف قلم صنع خدا راهمه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا رامهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرْگیا راهیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قُل لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ مِن الوَجْدِ سُکاریٰ
تصویر شعر
این غزل از سعدی سرودی درباره وفاداری مطلق، عشق پایدار و دلباختگی عمیق است. سعدی در سراسر شعر تأکید میکند که عشق واقعی با عهدشکنی سازگار نیست و عاشق حقیقی حتی در سختترین شرایط نیز از پیمان خود دست نمیکشد. در کنار این مضمون، شاعر از تفاوت نگاه انسانهای سطحی و عارف به زیبایی و عشق نیز سخن میگوید.
کلیدهای معنایی
وفاداری، اصل نخست عشق
سعدی در آغاز میگوید در میان عاشقان واقعی، شکستن عهد و پیمان رسم نیست. او از محبوب میخواهد که خاطره همراهی و صحبت گذشته را فراموش نکند. این آغاز، نشان میدهد که برای سعدی عشق فقط احساس نیست؛ بلکه تعهدی است که باید حفظ شود.
عشق واقعی با سختی سنجیده میشود
شاعر میگوید کسی که تحمل رنج و جفای عشق را ندارد، هنوز ارزش واقعی عشق را نفهمیده است. عشق زمانی خود را نشان میدهد که شرایط دشوار شود و انسان همچنان بر عهد خود بماند.
انتخاب محبوب حتی در برابر بهشت
سعدی میگوید اگر در قیامت به او حق انتخاب بدهند، محبوب خود را برمیگزیند و نعمتهای بهشت را به دیگران واگذار میکند. این اغراق شاعرانه نشان میدهد که برای عاشق، حضور محبوب از هر پاداش و نعمتی ارزشمندتر است.
وفاداری تا پای جان
سعدی میگوید حتی اگر جانش را از دست بدهد، از پیمان خود بازنخواهد گشت. او آرزو دارد پس از مرگش مردم درباره او بگویند: این انسان تا پایان عمر وفادار ماند. در اینجا، وفاداری به ارزش و هویت اصلی عاشق تبدیل شده است.
درد عشق و لذت دیدار یار
در یکی از زیباترین تصاویر شعر، سعدی میگوید چه درد شیرینی است اگر محبوب برای عیادت او بیاید. در چنین شرایطی، عاشق دیگر به دنبال درمان نیست؛ زیرا خودِ حضور محبوب از هر دارویی مؤثرتر است.
آینه؛ گواه عشق
سعدی از محبوب میخواهد به آینه نگاه کند تا ببیند زیبایی او چه بلایی بر سر عاشق آورده است. این تصویر نشان میدهد که عاشق میخواهد محبوب، تأثیر زیبایی و حضور خود را بر دیگران درک کند.
باد صبا و زلف محبوب
شاعر میگوید باد صبا باید زلف همه عروسان باغ را رها کند و اگر به زلف محبوب او دسترسی پیدا کند، همان را برگزیند. این تصویر، برتری زیبایی محبوب را حتی بر تمام زیباییهای طبیعت نشان میدهد.
زیبایی فراتر از فهم عقل
سعدی میگوید عقل در برابر زیبایی محبوب چنان حیران میشود که از شدت شگفتی انگشت خود را به دندان میگیرد. این تصویر کنایه از حیرت و ناتوانی عقل در برابر زیبایی کامل است.
عاشق شدن و سوختن در عشق
در تصویر شمع، سعدی آرزو میکند مانند شمع در برابر محبوب بسوزد و تمام وجودش را فدای او کند. شمع در ادبیات فارسی نماد عاشقی است که برای رسیدن به نور محبوب، از هستی خود میگذرد.
تفاوت نگاه ظاهربین و عارف
در یکی از مهمترین ابیات غزل، سعدی میگوید انسانهای کوتهنظر تنها ظاهر زیبایی را میبینند، اما عارف در همان زیبایی، نشانه قدرت و هنر آفرینش خداوند را مشاهده میکند. بنابراین، زیبایی برای انسان سطحی فقط ظاهر است، اما برای انسان عمیق، پنجرهای به سوی حقیقت.
خودپرستی؛ مانع شناخت حقیقت
همه مردم ممکن است به زیبایی محبوب نگاه کنند، اما خودپرستان حقیقت عشق را درک نمیکنند. کسی که بیش از حد گرفتار «خود» است، نمیتواند حقیقت دیگری را ببیند و به عشق واقعی برسد.
مهربانی بهعنوان میراث عاشق
سعدی در پایان میگوید اگر عمرش به پایان رسید، محبوب میتواند از مزار او مهربانی بیاموزد. این سخن نشان میدهد که شاعر میخواهد حتی پس از مرگ نیز عشق و محبت را بهعنوان میراث خود باقی بگذارد.
مستی عشق و بینیازی از سرزنش
در بیت پایانی، سعدی میگوید هیچ انسان هوشیاری نباید عاشقان را به خاطر مستی عشق سرزنش کند. در اینجا «مستی» نماد شور و بیخودی عاشقانه است. کسی که از شدت عشق از خود بیخود شده، با معیارهای معمول عقل و حسابگری قابل قضاوت نیست.
خوانش فلسفی / عرفانی
در سطح نخست، این غزل درباره وفاداری عاشق به معشوق است؛ اما در خوانش عرفانی، محبوب میتواند نماد حقیقت مطلق و خداوند باشد. در این صورت، سعدی میگوید انسان عاشق حقیقت نباید در برابر سختیها از راه خود بازگردد.
یکی از عمیقترین مفاهیم شعر، تفاوت میان نگاه ظاهری و نگاه عارفانه است. انسان سطحی در زیبایی فقط چهره میبیند، اما انسان عارف در همان زیبایی، نشانهای از آفرینش و حقیقت الهی پیدا میکند. بنابراین، عشق در این غزل تنها دلباختگی به یک چهره نیست؛ بلکه میتواند راهی برای عبور از خودپرستی، رسیدن به حیرت و دیدن حقیقتی بزرگتر باشد.
شعر شب فراق نخواهم دَواج دیبا را از سعدی + تفسیر
شعر اگر تو فارغی از حال دوستان یارا از سعدی با تفسیر
شعر روی تو خوش مینماید آینهٔ ما کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا از سعدی
شعر ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا از برِ یار آمدهای، مرحبا! از سعدی + تفسیر



